راه‌اندازی استارتاپ در شرایط بد اقتصادی

آیا خواستار راه‌اندازی استارتاپ هستید ؟ قسمت دوم
۸ آبان ۱۳۹۴
آیا CEO شما باید زن باشد؟
۸ آبان ۱۳۹۴

مترجم: عاطفه قاسمی

 

اکتبر۲۰۰۸

وضعیت اقتصادی ظاهرا بسیار نگران کننده است که بسیاری از متخصصان از این که ممکن است وضعیت اقتصادی به وضعیتی که در دهه هفتاد میلادی وجود داشت دچار شود هراس دارند.  درست زمانی که مایکروسافت و اپل تاسیس شدند.

این ها به عنوان نمونه پیشنهاد می‌شوند، که رکود اقتصادی ممکن نیست زمان بدی برای شروع یک استارتاپ باشد.  من هم چنین ادعا نمی‌کنم که زمان خوبی نیز می‌باشد.  بلکه حقیقت بسیار شفاف‌تر است : موفقیت و شکست شما به شرایط اقتصادی ارتباطی ندارد!

اگر ما یک چیز در مورد پولی که توسط شرکت‌ها برای شروع یک استارتاپ تامین شده است آموخته باشیم ،این است که موفقیت یا شکست آن‌ها به کیفیت کار بنیان‌گذاران‌شان بستگی داشته است.  اقتصاد تاثیراتی دارد، مطمئنا، اما به عنوان یک پیش بینی کننده موفقیت  میزان تاثیر اقتصاد برای بنیان گذاران به اندازه گرد کردن اعداد بسیار کم می‌باشد.

به این معنی که آنچه که اهمیت دارد این است که شما چه کسی هستید، نه این که در چه زمانی خواهان راه اندازی استارتاپ خود هستید .  اگر شما فرد شایسته‌ای برای این کار هستید، شما موفق خواهید شد حتی اگر در شرایط بد اقتصادی به سر می‌برید.  و اگر شما فرد مناسبی برای این کار نیستید ،حتی شرایط خوب اقتصادی هم نمی‌تواند شما را از شکست نجات دهد.  اشخاصی که فکر می‌کنند: ” من بهتر است هم اکنون استارتاپ خودم را راه اندازی نکنم، چرا که شرایط اقتصادی بد است. ” به میزان افرادی اشتباه می‌کنند که فکر می‌کنند زمانی که شرایط خوب است “تنها کاری که باید انجام دهم شروع استارتاپ است، و من ثروتمند خواهم شد.  ”

پس اگر شما می‌خواهید شانس موفقیت خود را افزایش دهید، باید به این که بسته به شرایط اقتصادی موجود چه کسی را برای همکاری استخدام کنید، فکر کنید.  و اگر نگران تهدیدهایی هستید که ممکن است بقای شرکت شما را به خطر بیاندازد ، برای یافتن آن ها خبرها را جست‌وجو نکنید.  به آینه نگاه کنید.

اما هریک از تیم های مفروض ، برای گرفتن تصمیم های مهم صبر نمی‌کنند تا شرایط اقتصادی بهتر شود.  اگر می‌خواهید یک رستوران را راه اندازی کنید، شاید شرایط اقتصادی برایتان مهم باشد، اما نه زمانی که شما روی تکنولوژی کار می‌کنید.  میزان پیشرفت کمتر و یا بیشتردر تکنولوژی به بازار سهام بستگی دارد.  پس برای هر ایده مفروض، میزان موفقیت و یا داشتن نتیجه خوب سریع عمل کردن در شرایط اقتصادی بد نسبت به صبرکردن ارزش بسیار بیشتری دارد.  اولین محصول مایکروسافت یک برنامه کامپیوتری ساده و پایه ای برای  Altair بود.  که دقیقا چیزی بود که در سال۱۹۷۵ به آن نیاز بود، اما اگر بیل گیتس و پل آلن  به دلیل شرایط موجود تصمیم می‌گرفتند که سال ها صبر کنند، بسیاردیر می‌بود.

البته که، ایده ای که هم اکنون دارید آخرین ایده شما نخواهد بود.  همواره ایده‌های جدید به ذهن انسان خواهد رسید.  اما اگر هم اکنون ایده خاصی دارید همین حالا آن را عملی کنید.

منظور این نیست که اقتصاد را نادیده بگیرید.  مشتریان و سرمایه‌گذاران هر دو احساس می‌کنند که شرایط مالی بدی دارند وآن مقدار که باید پول به دست  نمی‌آورند .  این لزوما مشکل نیست اگر مشتریان چنین احساسی بکنند.  شما ممکن است حتی بتوانید از این موقعیت سود ببرید، با ساخت محصولاتی که باعث صرفه جویی در پول بشود.  استارتاپ ها معمولا به دنبال راهی هستند که اجناس را ارزان تر تولید کنند، پس با رعایت آن، آن ها حتی نسبت به شرکت های بزرگ می‌توانند در رکود اقتصادی پیشرفت بیشتری بکنند.

سرمایه‌گذاران سرشار از مشکل هستند.  استارتاپ ها عموما نیاز دارند که مقداری از منابع مالی خارجی خود را افزایش دهند، و سرمایه‌گذاران تمایل کمتری برای سرمایه‌گذاری در شرایط بد اقتصادی دارند.  در حالی که نباید این گونه باشند.  هرکسی می‌داند که پیش فرض این است که در شرایط بد اقتصادی بخریم و در شرایط خوب اقتصادی آن را بفروشیم.  اما آنچه که سرمایه‌گذاری را دور از عقل کرده است  بازار های سهام است، برای همه سرمایه‌گذاران این گونه تعریف شده است شرایط اقتصادی خوب زمان سرمایه‌گذاری می‌باشد.  شما باید بر خلاف آن کار عمل کنید تا بتوانید به درستی گام بردارید، در صورتی که تعداد کمی ‌از سرمایه‌گذاران توانایی این را دارند که این گونه عمل کنند.

در صورتی که تنها سرمایه‌گذاران در سال ۱۹۹۹ تلاشی کردند تا شرکت های استارتاپ که مشکل مالی داشتند را خریداری کنند، سرمایه‌گذاران در سال ۲۰۰۹ احتمالا حتی نسبت به سرمایه‌گذاری در شرکت های استارتاپ که وضعیت خوبی نیز دارند بی میل باشند.

شما مجبورید این را بپذیرید.  اما این موضوع جدیدی نیست: استارتاپ ها همواره مجبورند این تغییرات ناگهانی و توهمات سرمایه‌گذاران را بپذیرند.  از هر  بنیان‌گذاری در هر شرایط اقتصادی  سوال کنید توضیح می‌دهند که سرمایه‌گذاران دمدمی‌مزاج هستند.  سال قبل شما مجبورید خودتان را آماده کنید که توضیح دهید نحوه تبلیغات شما چگونه است .  سال بعد شما مجبور خواهید بود که توضیح دهید که رکود اقتصادی نمی‌تواند شرکتتان را تحت تاثیر قرار دهد.

خوشبختانه راهی که بتوانید تحت تاثیر رکود اقتصادی قرار نگیرید این است که تحت هرموقعیت و شرایطی دقیقا کاری را که مدنظر دارید انجام دهید: تا آنجا که ممکن است قیمت ها را کاهش دهید.  برای سال ها من به بنیان گذاران می‌گفتم که مطمئن ترین راه برای رسیدن به موفقیت نسبت به تغییراتی که ممکن است رخ دهد این بود که کمترین تاثیر پذیری  نسبت به تغییرات را داشته باشید.  مهمترین دلیل شکست در استارتاپ همواره از دست دادن پول است.  پس هرچه قدر شرکت شما در جهت کاهش قیمت ها پیش برود، احتمال شکست آن کمتر است.  که خوشبختانه این امکان در استارتاپ ها وجود دارد.  بحران اقتصادی روی خواهد داد اگر قیمت ها را کاهش ندهیم.

اگرشرایط کنونی به زمانی که جنگ هسته ای رخ داده باشد که شرایط بعدش بسیار فاجعه بار است شباهت بسیاری داشته باشد، پس بهتر است کمترین تاثیرپذیری را از محیط داشته باشید تا بتوانید شغل خود را حفظ کنید.   مشتریان ممکن است شخصا نتوانند از شما خریداری کنند،  اما شما به یک باره آن ها را از دست نخواهید داد؛ بازار تعداد کارمندان خود را کاهش نخواهد داد.

چه اتفاقی می‌افتد اگر شما به دلیل شروع یک استارتاپ از شغل خود استعفا دهید ودر راه‌اندازی استارتاپ خود شکست بخورید و نتوانید شغل دیگری را پیدا کنید؟ می‌تواند مشکل ایجاد کند زمانی که شما در حوزه بازاریابی و یا فروش فعالیت می‌کنید.  در این زمینه ها در شرایط بد اقتصادی ممکن است تا ماه ها طول بکشد تا بتوانید شغلی را بیابید.  این مسئله در مورد هکرها بسیار راحت تر است .  کسانی که شیفته کامپیوتر هستند همواره می‌توانند شغلی را بیابند. ممکن است شغل ایده ال شما نباشد، اما قرار هم نیست که گرسنگی بکشید.

از دیگر مزیت های شرایط  بد اقتصادی این است که رقیبان کمتری دارید.  اگر هر کسی به علت شرایط موجود دست از کار بکشد شما یکه‌تاز میدان خواهید بود.

شما هم چنین یک سرمایه‌گذار نیز هستید.  به عنوان یک بنیان‌گذار، شما با کاری که می‌کنید در حال خرید سهام هستید: دلیلی که لری پیج و سرگئی برین بسیار ثروتمند شدند این نبود که آن ها روی مسئله ای که میلیون ها دلار ارزش داشت کار می‌کردند، اما آن ها اولین سرمایه‌گذاران در گوگل بودند.  شبیه هر سرمایه‌گذاری که در شرایط بد اقتصادی باید انجام دهید.

زمانی که شما این عبارت را پذیرفتید، فکرکنید در مورد ” سرمایه‌گذاران احمقی ” که در چند پاراگراف قبل در مورد آن ها صحبت شد.  زمانی که من صحبت می‌کردم در مورد این که چطور در شرایط بد بازار به سرمایه‌گذاری در استارتاپ ها تمایلی ندارند، در صورتی که از نظر منطقی بهترین زمان برای خرید می‌باشد. خب، بنیان‌گذاران هم در این شرایط خوب عمل نمی‌کنند.  زمانی که شرایط بد است ، کسانی که شیفته کامپیوتر هستند به مراکز آموزشی می‌روند.  و هیچ شکی نیست که آن در این شرایط نیز اتفاق می‌افتد.  در حقیقت،  درستی پاراگراف قبل را  اکثر خوانندگان قبول نمی‌کنند – زمانی که حداقل در عمل آن را بفهمند.

در نتیجه ممکن است رکود اقتصادی زمان مناسبی برای شروع یک استارتاپ باشد.  سخت است که بگوییم مزیت کم بودن رقیبان دراین شرایط نسبت به مضرات  بی میلی سرمایه‌گذاری بیشتر است.  اما هیچ کدام از این ها آن قدرها اهمیت ندارد.  و اگر مجموعه هستید که هم اکنون در حال کار کردن روی یک محصول تکنولوژی هستید، زمان عملی کردن آن هم اکنون می‌باشد.

منبع:‌ paulgraham.com

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *