آیا خواستار راه‌اندازی استارتاپ هستید ؟ قسمت دوم

آیا خواستار راه‌اندازی استارتاپ هستید ؟ قسمت اول
۸ آبان ۱۳۹۴
راه‌اندازی استارتاپ در شرایط بد اقتصادی
۸ آبان ۱۳۹۴

مترجم: عاطفه قاسمی

ثروت

تاکنون آنچه که بیشتر گفته شد عموما درباره نحوه به کارگیری ایده ها بود. چه چیز خاصی درباره ایده های استارتاپی وجود دارد؟ ایده های استارتاپ، ایده هایی هستند که در نهایت شرکت ها از آن استفاده می کنند، و هدف شرکت ها به دست آوردن پول است. و راه به دست آوردن پول درست کردن محصولات و یا ارائه خدماتی است که مردم خواهان آن هستند.

ثروت چیزی است که مردم خواستار آن هستند. منظورم از گفتن این جمله یک نوع عبارت فیلسوفانه نیست؛ بلکه تنها منظورم را با کلمات دیگر بیان کردم.

در نتیجه ایده هایی که با آن یک استارتاپ را به وجود می آوریم باید ایده هایی باشند که در نهایت محصولی را ایجاد کنند که مردم خواستار آن هستند.اما آیا ایده های خوب و مفید چیزی است که مردم خواستار آن هستند؟ متاسفانه نه. من فکر می کنم نظریه های جدید و مفید برای تبدیل ایده به محصول خوب هستند ولی تقاضای مناسبی برای آن ها وجود ندارد. در حالی که به نظر می رسد تقاضای بسیار خوبی برای مجله هایی که شایعات اشخاص مشهور را چاپ می کند وجود دارد. ثروت با مفهوم دموکراسی تعریف شده است، ایده های خوب و ایده هایی که ارزش مالی دارند یکسان نیستند؛ و بسته به علایق شخصی متفاوت هستند.

اما ایده های ارزشمند مخصوصا در تکنولوژی به ایده های کارا و مفید بسیار نزدیک هستند. من فکر می کنم این دو نوع ایده آن قدر به هم نزدیک هستند که شما می توانید زمانی که در حال کار کردن هستید اگر هدفتان کشف ایده های خوب بوده است از کار دست بکشید، تا جایی که در مرحله آخر از خود بپرسید: آیا مردم واقعا برای آن پول خواهند داد و خواهان آن هستند؟ تنها ایده های کمی هستند که این طور نباشند و مجبور باشیم کارمان را متوقف کنیم.

یک راه برای اینکه دریابیم که چه محصولاتی را ایجاد کنیم تا تقاضا برای آن وجود داشته باشد، توجه به کالاهایی است که مردم از آن ها استفاده می کنند در حالی که این محصولات به درستی کار نمی کنند. سایت های دوست یابی یک نمونه اولیه است. میلیون ها کاربر دارند. پس آن ها باید امید بخش و نوید دهنده ی چیزی باشند که مردم خواستار آن هستند. در حالی که هنوز آن ها کارا نیستند. تنها کافی است از هر کاربری که از این سایت ها استفاده می کند آن را بپرسید. البته چیزی که بیشتر از همه به درستی کار نمی کند و امکان خراب شدن آن وجود دارد ویندوز می باشد.اما این یک نمونه خاص است: شما نمی توانید با محصولاتی که به صورت انحصاری هستند مستقیما رقابت کنید.اما در مورد ویندوز شما این توانایی را دارید و می توانید آن را سرنگون کنید،اما نه با دادن یک سیستم عامل دسکتاپ بهتر. راهی که شما می توانید با آن رقابت کنید و پیشی بگیرید طرح کردن دوباره مشکل به دلیل  superset بودن آن (نحوه عملکردی است که در آن یک سری اعمال مختلف بدون فاصله و استراحت پشت سر هم اجرا می شوند) است. مشکل این نیست که چه سیستم عاملی بهتر است که روی دسکتاپ نصب شود؟اما باید دید نحوه استفاده مردم از نرم افزار ها بهتر است که چگونه باشد؟ این پاسخ سوال است که حتی به دسکتاپ کامپیوتر ارتباطی ندارد.

همه تصور می کنند گوگل درحال حل کردن این مشکل است،اما این نمونه ای است که بدون زیرکی و دقت فراوان نمی توان پاسخ آن را یافت، تا حدی زیرکانه و پیچیده است که حتی شرکتی به بزرگی گوگل هم ممکن است در پیدا کردن پاسخ آن اشتباه کند. من فکر می کنم احتمال این که از بین برنده ی ویندوز، و یا دقیق تر، برنامه‌ای که بسیار بهتر و کاراتر از ویندوز باشد توسط یک شرکت استارتاپ کوچک ایجاد شود بیشتر از۵۰ درصد می باشد.

یک راه کلاسیک دیگر برای ایجاد محصولی که مردم خواستار آن هستند انتخاب یک کالای لوکس و ساختن آن است. مردم باید به محصولی نیاز داشته باشند تا حاضر باشند پول زیادی را برای آن پرداخت کنند. و آن محصول کم یابی است که اگر تلاش کنید خواهید دید نمی توان به طور شگفت آوری آن را ارزان تر تولید کرد.

این برنامه ی Henry Ford بود.او ماشین هایی را ساخت که نمونه های لوکس را به محصول تبدیل می کرد.اما این ایده بسیار قبل تر از زمانی که Henry Ford  این ایده را مطرح کند وجود داشت.آسیابی که قدرت مکانیکی را به یک محصول لوکس تبدیل می کرد که در امپراتوری روم از آن استفاده می شد.

زمانی که شما توانایی آن را دارید که محصولی را ارزان‌تر تولید کنید در نتیجه می توانید تعداد بیشتری از آن را به فروش برسانید. اما زمانی که شما به طور شگفت‌آوری می توانید آن را ارزان‌تر تولید کنید شما احتمالا در کیفیت آن تغییراتی را ایجاد کرده‌اید، چراکه مردم به طریق متفاوتی از آن استفاده خواهند کرد. برای مثال زمانی که کامپیوتر ها تا حدی ارزان می شود که تمام اقشار مختلف توانایی خرید آن را دارند، شما می توانید از آن به عنوان یک وسیله ارتباطی استفاده کنید.

اغلب زمانی شما می توانید یک محصول را به طور شگفت‌آوری ارزان تولید کنید که صورت مسئله را دوباره تعریف کنید. مدلی که شما ارائه می دهید تمامی ویژگی هایی که ماشین قبلی داشت را ندارد  بلکه تنها از ان ایده می گیرد.اما مشکلی را حل می‌کند که بیشتر مردم به آن اهمیت می دهند.

یکی از مفیدترین عادت های ذهنی این است که بهترین راه‌حل دوباره تعریف کردن صورت مسئله است، بیشتر مردم این تکنیک را استفاده می کنند بدون اینکه از آن مطلع باشند.آیا به یک عدد اول بزرگ نیاز دارید؟ چه طور است که یک عدد بسیار بزرگ به شما بدهند که تنها ۹۰درصد شانس آن را دارد که اول نباشد؟ آیا آن کار می کند؟ خب ،احتمالا؛ منظور این است که به هر حال احتمالا کوچک تر از شانس امتحان کردن تمامی اعداد است.

دوباره تعریف کردن صورت مسئله یک راه اکتشافی رضایت بخش و لذت بخشی است، زمانی که شما رقیبانی دارید، به دلیل این‌که برای اشخاصی که خیلی سخت تغییر عقیده می دهند دشوار است که بخواهند این روش را دنبال کنند شما توانایی این را دارید که روی اهداف ساده و واضح کار کنید ولی رقیبان تان خطر را متوجه نشوند. یک کار را انجام دهید و آن را به بهترین شکل به پیش ببرید.

این که محصولات را ارزان‌تر تولید کنید در واقع زیر مجموعه ای از یک تکنیک عمومی است: روش رسیدن شما به محصولات آسان‌تر باشد. هدف تولید محصولاتی بود که راحت‌تر تولید شوند،اما حالا محصولاتی که ما تولید می کنیم بسیار پیچیده هستند، یک مفهوم دیگر از این زیرمجموعه که بسیار سریع رشد کرد این است که: محصولات را به نحوی تولید کنید که نحوه استفاده از آن ساده‌تر شود.

در عرصه‌ای قرار داریم که مجالی برای توسعه و پیشرفت وجود دارد. آنچه که شما درمورد تکنولوژی می‌توانید بگویید  این است که: می توان آن را عملی کرد. تا حالا چند با این عبارت را به کار برده اید؟

UI یا User Interface  نوعی طراحی است و این امکان را می دهد که اطلاعات را به کمک یک برنامه‌ی کامپیوتری در صفحه دید.اغلب برنامه نویسان در تلاش برای طراحی UI هستند که تقریبا به طور عمدی این کار را بد انجام می دهند. من چند هفته قبل تلاش کردم که از اجاق گازی که در خانه مادرم بود استفاده کنم. نمونه ی جدیدی بود و به جای دستگیره، دکمه و صفحه ی LEDداشت.پس تلاش کردم دکمه هایی را فشار دهم که برای افزایش درجه حرارت قرار داده شده بود، و می دانید چه چیزی در صفحه ظاهر شد ؟ “ERR” و نه حتی” ERROR”.شما نمی توانید به کاربران اجاق گاز بگویید”ERR”. شما باید برنامه‌ای را طراحی کنید که به وجود آمدن خطا در آن غیر ممکن باشد. به نظر می رسد که برای اغلب مهندسان،حق انتخاب بیشتر به معنی طناب بیشتر برای به دار آویختن خودتان است.

در نتیجه اگر شما خواهان شروع یک استارتاپ هستید، تکنولوژی های موجود که توسط شرکت های بزرگ تولید شده اند را در نظر بگیرید، و راهی را پیدا کنید که راحت‌تر بتوان از آن تکنولوژی استفاده کرد.

نقشه و طرحی برای پایان دادن به برنامه‌ی خود

موفقیت در یک استارتاپ همانند رفتن به خرید است. شما به چندین راه‌حل برای پایان دادن مشارکت خود در فعالیت مورد نظر نیاز دارید، چراکه شما نمی‌توانید باهوش‌ترین اشخاص را به کار گیرید تا برای شما کار کنند بدون آن که به آن ها آزادی و اختیار بدهید تا احتمالا فرد مفید و کار‌آمدی باشند. به این معنی است که شما مجبورید به خرید یا مکان های عمومی بروید، و تعداد کسانی که در زمینه ی استارتاپ  فعالیت می کنند و به مکان های عمومی می روند بسیار کم می باشد.

اگر موفقیت احتمالا به معنی خرید کردن باشد، پس آیا بهتر نیست شما یک هدف آگاهانه داشته باشید؟ جوابی که قبلا داده می شد خیر بود. شما تصور می کردید که می خواهید یک شرکت غول پیکر و عمومی را ایجاد کنید، و بسیار شگفت زده می شدید وقتی کسی به شما پیشنهاد همکاری می داد. واقعا شما قصد خرید شرکت ما را دارید؟ خب،من تصور می کنم ما قیمت مناسبی برای آن در نظر گرفته ایم.

من فکر می کنم همه چیز در حال تغییر است.اگر ۹۸ درصد مواقع موفقیت به معنی خرید کردن بود، چرا همواره نمی توان به آن رسید؟ اگر۹۸ درصد مواقع شما در حال توسعه ویژگی محصولات چندین شرکت بزرگ هستید، چرا آن را به عنوان شغل و مسئولیت شما تصور نکنیم؟ اولین امتیاز آن این است که شما به کمک این شغل می توانید به ایده‌های دیگری دست پیدا کنید.

تنها مطمئن باشید چیزی را تولید می کنید که اشخاص زیادی آن را می‌خواهند. ویندوز را تعمیر نکنید، زیرا که تنها مایکروسافت پتانسیل انجام آن را دارد. و زمانی که تنها ماکروسافت صاحب آن تکنولوژی است نیاز نیست که عجله کند، آنها می توانند بدون تلف کردن زمان خود از روی شما کپی کنند و محصول خود را توسعه دهند بدون اینکه به خاطر توسعه محصولشان به شما پولی بدهند اگر شما می خواهید در بازار سهمی داشته باشید،روی چیز هایی کار کنید که در آن رقابت وجود دارد و انحصاری نیست.

اگر تعداد زیادی از استارتاپ ها ایجاد شده اند تا محصولاتی را تولید کنند که در خصوصیات پیشرفت زیادی کردند،این می‌تواند باعث کم کردن قدرت انحصارگران باشد. زمانی که یک نوع از تکنولوژی انحصاری می‌شود، به جای این که سرعت رشد و توسعه اش متناسب با شرکت های استارتاپی باشد تنها سرعت رشد محصول متناسب با یک شرکت بزرگ است. جایی که تنها راه چاره افزایش سرعت در توسعه و پیشرفت محصولات است. یک بازار آزاد شرکت‌های انحصاری را به عنوان یک خسارت‌دهنده توصیف می کند.

موثرترین راه تولید کردن ایده های استارتاپی به وسیله غیرمحتمل‌ترین راه به وجود آمده اند : تصادفی. اگر شما نگاه کنید که افراد مشهور چطور استارتاپ خود را شروع کردند، بسیاری از آن‌ها اصلا در تصور ایجاد یک استارتاپ نبودند.

Lotus  با برنامه ای شروع کرد که Mitch Kapor برای یکی از دوستانش نوشته بود. Apple کارش را آغاز کرد به این خاطر که   Steve Wozniakبه دنبال ساخت میکروکامپیوتر بود. و کارفرمایش   Hewlett-Packard به او اجازه نمی داد که سرکارش آن را انجام دهد.Yahoo با کلکسیون شخصی از لینک هایFilo  شروع به کار کرد.

این ها تنها راه ایجاد استارتاپ نیستند. شما می توانید بنشینید و آگاهانه یک ایده را برای شرکتی بیان کنید ما این کار را انجام دادیم. زمانی که یک استارتاپ باید با چندین بنیان‌گذار که هم اکنون با هم دوست هم هستند ایجاد شود قبل از اینکه آنها تصمیم به تاسیس یک شرکت بگیرند، تصمیم غافل‌گیرکننده آنها این است: بهترین راه برای تولید کردن ایده‌های استارتاپی انجام دادن فعالیت‌هایی است که هکرها برای سرگرمی آن را انجام می‌دهند.

به نظر می رسد که نوعی شکستن قانون است، اما همین است: بهترین راه برای به دست آوردن “ایده میلیون دلاری” انجام دادن فعالیت هایی است که هکرها انجام می دهند.

منبع : paulgraham.com

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *