جادوی جست و جو در خرده فروشی
جادوی جست‌وجو در خرده فروشی
۲۸ آذر ۱۳۹۴
سیستم برنامه‌ریزی Hoshin
۸ دی ۱۳۹۴

th (4)

 

مترجم : عاطفه قاسمی

سه سطح از استراتژی

شما احتمالا واژه‌ی استراتژی‌های کسب‌وکار را در محل کارتان شنیده‌اید.

اما واژه استراتژی دقیقا به چه معنا است؟و آیا از این موضوع آگاه هستید که در سطح‌های مختلف از موسسه خود به استراتژی‌های مختلفی نیازمندید ؟

در این مقاله، نگاهی به معانی متداول واژه‌ی استراتژی خواهیم داشت. بر روی سه سطح از استراتژی تمرکز خواهیم کرد، که بسیار مفید و مناسب برای اهداف خاص می‌باشند.همچنین استراتژی‌های تیمی و همچنین استراتژی‌هایی با اهداف یک پارچه سازی کسب‌وکار را مورد بررسی قرار خواهیم داد.همچنین نگاهی به ابزارها و نمونه‌های تاثیرگذار در مشارکت مناطق مختلف خواهیم داشت.

معانی استراتژی

استراتژی، سال‌های متمادی توسط نظریه پردازان و رهبران حوزه‌ی کسب وکار مورد مطالعه قرار گرفته است . اما هنوز هیچ پاسخ قطعی در مورد معنی واقعی استراتژی وجود ندارد.

یکی از دلایل آن نگاه مختلف مردم نسبت به استراتژی می‌باشد.

برای مثال، بعضی بر این باور می‌باشند که می‌بایست شرایط موجود را با دقت آنالیز کرد و تغییراتی که در آینده برای بازار و یا صنعت رخ می‌دهد را پیش بینی کرد. و بعد از تمامی اینها در مورد نحوه رسیدن به مدیریت در آینده برنامه ریزی کرد.

اما از سویی دیگر برخی بر این باورند که پیش بینی آینده بسیار دشوار می‌باشد. اساسا ترجیح می‌دهند که به کمک استراتژی‎های خودشان طی دوره‌های طولانی به تدریج تغییرات و توسعه‌هایی را به وجود آورند.  Gerry Johnsonو Kevan    Scholes مولفان کتابExploring Corporate Strategy   معتقد هستند که استراتژی، خطی مشی و حوزه کاری مؤسسه را در طولانی مدت تعیین می‌کند. و همچنین معتقدند استراتژی می‌بایست نحوه سرمایه‌گذاری و برنامه‌ریزی در تامین نیازمندی‌های کسب‌وکار را تعیین کند.

Michael Porterپروفسور و کارشناس مسائل استراتژی در مدرسه تجاری هاروارد می‌باشد، بر این موضوع تاکید دارد که استراتژی جهت تعریف و برقراری ارتباط با موقعیت ممتاز موسسه مورد نیاز است، و همچنین معتقد است باید منابع، سازماندهی و همچنین مهارت و روحیه‌ی رقابت طلبی در کنار هم به کار گرفته شوند تا مزیت‌هایی در حوزه رقابت برای موسسه ایجاد شود.

علی‌رغم این‌که عنصر اصلی به نام استراتژی در طولانی مدت برای رسیدن به توسعه و ایجاد تغییرات مورد استفاده قرار گیرد، معتقدیم که برنامه ریزی جهت رسیدن به موفقیت در بازار امری بسیار مهم می‌باشد.  برای رسیدن به آن باید از فرصت‌هایی که برای شرکت به وجود می‌آید حداکثر استفاده را کرد. موسسه نیازمند این است که در هر سطح و در هر موقعیتی که در آن قرار دارد برای آینده آماده و آن را پیش بینی کند. برای مثال، بسیاری از موسسات سودده و موفق دارای یک استراتژی واحد هستند که آنها را به سمت یک دید کلی از شرایط موجود راهنمایی می‌کند، و هر موسسه بخش‌های تجاری دارد که آنها نیز استراتژی‌های یک پارچه‌ای را دارا می‌باشند، که مدیران توسط همین استراتژی‌ها تعیین می‌کنند چطور هر کدام از این بخش‌ها خودشان در حوزه مربوطه رقابت‌هایی را در آینده داشته باشند.

علاوه بر اینها هر گروهی استراتژی مربوط به خود را دارد، که این اطمینان را می‌دهد که فعالیت‌های روزانه آنها کمک می‌کند تا موسسه در جهت خط مشی مطلوب حرکت کند.

در هر سطحی واژه‌ی استراتژی می‌تواند به سادگی اینگونه تعریف شود : “تعیین کنید که در هر دوره پیش رو چطور می‌توانیم برنده شویم”.

هم اکنون نگاه عمیق‌تری به هر سطح از استراتژی در یک شرکت و یا بخش تجاری خواهیم داشت.

   استراتژی و خط مشی شرکت

در تجارت، استراتژی شرکت‌ها به یک استراتژی کلی اشاره دارد که موسسه در بخش‌های متعدد تجاری و فعالیت در چندین بازار به آن نیاز دارد. این استراتژی تعیین می‌کند که چطور شرکت‌ها از بخش‌های مختلف پیشتیبانی می‌کنند و ارزش موسسه را بالا می‌برند؛ و همچنین پاسخ این سوال است که چگونه تمامی فعالیت‌های تجاری را سازماندهی کنیم، با توجه به این موضوع که همکاری تمامی بخش‌ها با یکدیگر ارزش بیشتری را ایجاد می‌کند نسبت به زمانی که بخش‌ها مستقلا فعالیت‌های خود را سازماندهی کنند. شرکت برای رسیدن به این هدف باید روحیه‌ی رقابتی و شایستگی قوی را در داخل موسسه ایجاد کند، به وسیله‌ی تقسیم کردن تکنولوژی و منابع بین بخش‌های تجاری مختلف، افزایش دارایی‌های خالص شرکت و با توسعه وایجاد یک عنوان تجاری قوی.

در نتیجه در این سطح از استراتژی در فکر این هستیم که چطور بخش‌های تجاری شرکت می‌توانند در کنار یکدیگر به طور شایسته فعالیت کنند. و بفهمند که تمامی پول و مهارتی که شرکت در اختیار دارد چطور در صورت نیاز مورد استفاده قرار گیرد تا بیشترین امتیاز برای شرکت ایجاد شود. ابزارهایی مانندPorter`s Generic Strategies  ،  Boston  Matrixو  ADL Matrix و VRIO Analysis در آنالیز و برنامه ریزی چنین سطحی کمک خواهند کرد.

Organization`s design          عامل استراتژیک مهم دیگری است که باید در این سطح در نظر گرفته شود. شما چگونه تجارت، کارمندان و منابع خود را سازماندهی می‌کنید ؟ تمامی اینها بر روی روحیه‌ی رقابتی شما تاثیر می‌گذارد و می‌تواند از اهداف استراتژیک شما پشتیبانی کند.

 

  استراتژی بخش‌های موجود در یک موسسه تجاری

استراتژی موجود در بخش‌های یک موسسه تجاری در نظر دارد که با موفقیت در بازارهایی که فعالیت می کند رقابت کند و این سوال را هدف قرار می‌دهد که “چطور در این بازار پیروز خواهیم شد؟”اگر چه این استراتژی‌ها نیازمند این است که با اهدافی که موسسه دنبال می‌کند منطبق باشد. آنالیزهای رقابتی شامل کسب هوش رقابتی ، نکته‌ی آغازین بسیار مهمی در توسعه‌ی استراتژی بخش‌های تجاری است. به عنوان بخشی از آن، بسیار حیاتی می‌باشد که روی حداکثر توانایی خود تمرکز کرده و در مواجهه با نیازهای مشتری به بهترین شیوه ممکن عمل کنید. و برای آگاهی از نحوه به کارگیری پتانسیل‌های خود به بهترین شکل، برای شما این امکان وجود دارد تا USP Analysis را مطالعه کنید.

شما همچنین خواستار افزایش حق انتخاب‌های خود جهت ایجاد و بهره برداری از فرصت‌ها هستید.  Porter`s Five Forces در این فرایند ابزار قوی می‌باشد، در حالی‌که   SWOT Analysisنیز شما را در فهم و کشف فرصت‌ها و ترس‌ها در بازار کارتان یاری می‌کند.

نکته:

در مورد مراکز کسب‌وکار کوچک، استراتژی شرکت و بخش‌های تجاری ممکن است یکسان و یا هم‌پوشانی داشته باشند. درحالی که اگر موسسه در بازارهای متفاوتی در حال رقابت ‌باشد، در نتیجه هر یک از بخش‌ها موظف است شخصا در مورد استراتژی‌های مربوط به خود برنامه‌ریزی و تمرکز کند.

البته تفکر در مورد این مطلب بسیار مهم است که می‌بایست استراتژی‌های بخش‌های تجاری یک شرکت هم‌تراز و منطبق بر استراتژی کل یک شرکت باشد. علی الخصوص جایی که علامت تجاری شرکت مهم می‌باشد .

زمانی که در یک منطقه تجاری بخش‌های مختلف یک شرکت بیشتر از بقیه مورد توجه قرار می‎گیرند و تاثیرگذاری بیشتری دارند، افرادی که در آن بخش‌ها کار می‌کنند ارتباط نزدیک‌تری بین استراتژی‌های موجود و کاری که در حال انجام آن هستند ایجاد می‌کنند. زمانی که کارمندان متوجه می‌شوند وجود چنین استراتژی تا چه میزان در موفقیت آنها تاثیر گذار است، انگیزه بیشتری خواهند داشت. در نتیجه باید تعریف روشنی از وظایف ، دیدگاه‌ها و ارزش‌ها در بخش‌های تجاری وجود داشته باشد.

   استراتژی تیمی

جهت مدیریت شرکت و بخش‌های استراتژیک تجاری با موفقیت، تیم‌هایی نیازمند است که در داخل موسسه با یکدیگر فعالیت کنند. هر یک از تیم‌ها جهت رسیدن شرکت به موفقیت سهم متفاوتی را دارند. به این منظور که هر یک از این تیم‌ها نیازمند استراتژی متناسب با سطحی که گروه در آن فعالیت می‌کند می‌باشند.

استراتژی تیم‌ها باید به گونه‌ای باشد که مستقیما آنها را به سمت دستیابی به استراتژی شرکت و بخش‌های تجاری راهنمایی کند. به این معنی که سطح‌های مختلف استراتژی باید یکدیگر را پشتیبانی و تقویت کنند تا اطمینان حاصل شود که موسسه موفق خواهد بود.

در این مرحله بازتعریف اهداف و خط مرزهای موسسه مفید خواهد بود. برای مثال استفاده از تکنیک‌هایی همچون مدیریت هدفمند.

شما نیازمند این خواهید بود که برای رسیدن به اهداف استراتژیک به عنوان بالاترین سطح در موسسه بسیار کارآمد عمل کنید. در نتیجه یک عامل مهم از استراتژی تیمی شما این است که بهترین عملکرد را داشته باشد تا بتوانید در رسیدن گروه به اهداف خود کمک کنید. فعالیت‌هایی همچون مدیریت بهینه تقاضا، کیفیت و عملکرد فوق‌العاده همچنین فاکتورهای مهم برای ایجاد و اجرای یک استراتژی تیمی تاثیرگذار می‌باشد.

   نکات کلیدی

تعریف مجدد استراتژی ممکن است دشوار باشد، اما تعریف خوب این است: “تعیین کنید که در دوره‌های زمانی پیشرو چگونه برنده خواهید شد”.

در تجارت، سطح‌های استراتژیک متفاوتی وجود دارد. هر کدام از آنها روی موارد متفاوتی تمرکز دارند و به مهارت‌ها و ابزارهای متفاوتی نیازمند هستند.

استراتژی شرکت در موسسه به عنوان یک کل تمرکز می‌کند در حالی که استراتژی بخش‌های تجاری بر روی یک بازار و یک بخش تجاری به تنهایی تمرکز می‌کند.

سرانجام استراتژی تیمی تشخیص می‌دهد که چگونه یک گروه می‌تواند در جهت رسیدن موسسه به تمامی اهداف خود کمک کند.

منبع: Mindtools.com

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *