نوآوری در مقابل اجرا
نوآوری در مقابل اجرا
۱ اسفند ۱۳۹۴
استراتژی کسب وکاردر مقابل استراتژی تولید
۱۸ اسفند ۱۳۹۴

participants sketch comp

مترجم: شیوا بناساز نوری

طراحان اغلب بر ارتقای ظاهر و کارایی محصول متمرکز هستند. اما اخیراً شروع به استفاده از تکنیک‌های طراحی برای حل مسائل کرده‌اند، به عنوان مثال آن‌ها به دنبال راهی برای فراهم آوردن خدمات درمانی کم‌هزینه در جهان هستند. ابتدا کسب‌وکارها به استقبال از این دست‌آورد جدید که به آن تفکر طراحی گفته می‌شود رفتند. سازمان‌های غیرانتفاعی (سازمان‌هایی که سود حاصل از کار خود را صرف هدفشان می‌کنند) نیز در حال شروع به پذیرفتن این روش هستند.

در منطقه‌ای خارج ازحیدرآباد در هند، در حومه‌ی شهر زن جوانی به نام شانتی، روزانه از چاهی محلی که همیشه باز است، در فاصله‌ی ۳۰۰ فوتی از خانه‌اش آب می‌کشد. او از یک دبه‌ی پلاستیکی ۱۰ لیتری استفاده می‌کند که می‌تواند به راحتی آن را بالای سرش حمل کند. شانتی و همسرش برای آشامیدن و شست‌وشو به این آب مجانی وابسته هستند. و شنیده‌اند که سلامت آب چاه از آب مؤسسه ناندی کمتر است. با این حال آن‎ها همچنان از این آب استفاده می‌کنند. خانواده شانتی نیز نسل‌ها از این آب استفاده کرده‌اند. با این که آب چاه به مرور زمان او و خانواده‌اش را مریض می‌کند آن‌ها قصد ندارند که دیگر از آب چاه استفاده نکنند.

شانتی دلایل بسیاری برای استفاده نکردن از آب مرکز ناندی دارد. ولی کسی به این دلایل اهمیت نمی‌دهد. مسافتی که باید تا مرکز طی شود هموار و آسان است، و به سختی به یک سوم مایل می‌رسد. همچنین ناحیه‌ای آشنا و هزینه‌ای معقول دارد (۲۰ سنت برای ۱۶ لیتر).  توان پرداخت این مقدار پول به یک نماد از سطح اقتصادی حومه‌نشینان تبدیل شده. عادت استفاده از آب چاه عاملی برای نخریدن

آب سالم نیست. شانتی به علت برخی مشکلات از آب ناسالمی که همیشه استفاه می‌کردند، استفاده می‌کند.

با اینکه شانتی مسافت خانه تا مرکز را می‌تواند به آسانی طی کند، حمل مخزن ۱۶ لیتری برای او بسیار سخت است. ظرف پلاستیکی پر از آب بسیار سنگین است. این مخزن برای حمل بالای سر یا گرفتن در پهلو مناسب نیست، شیوه‌هایی که شانتی از آن‌ها برای حمل آب استفاده می‌کند. همسر شانتی نیز نمی‌تواند به او کمکی کند. او در شهر کار می‌کند و پس از تعطیلی مرکز آّ‌ب‌رسانی بازمی‌گردد. مرکز از آن‌ها می‌خواهد هر ماه کارت شارژ شده برای ۵ گالون در روز را خریداری کنند. شانتی با خود می‌گوید: “چرا بیشتر از مقدار نیاز آب بخرم و هدر بدهم؟” او به خرید آب تمایل بیشتری ‌داشت، اگر مرکز به او اجازه‌ی خرید مقدار کمتری آب می‌داد.

مرکز درمانی طوری طراحی شده که آب آشامیدنی سالم و پاکی ارائه دهد، که در این مورد بسیار موفق بوده. در واقع مرکز در مورد درصدی از جامعه موفق بوده، مخصوصاً خانواده‌هایی که همسر یا پسر بزرگشان صاحب دوچرخه هستند و می‌توانند در زمان کار خود به مرکز بروند. با این حال طراحان فرصت را برای ایجاد سیستمی بهتر که در آن نیازها و فرهنگ جامعه در نظر گرفته شده، از دست داده‌اند.

این شانس از دست رفته با این که حذف قسمت بزرگی را شامل شده، بسیار رایج است. با گذشت زمان این اشتباهات دوباره تکرار می‌شوند، چون بر اساس نیاز فروشنده و خریدار و گرفتن بازخوردها نمونه‌سازی نشده‌اند. حتی زمانی‌که افراد وارد کاری می‌شوند، ممکن است با تصورات از پیش پنداشته شروع کنند. این رویکرد نادرست هم در کسب و کار و هم در بخش‌های اجتماعی دیده می‌شود.

همانطور که شرایط شانتی نشان می‎دهد، چالش‌های اجتماعی نیاز به راه‌کارهای سیستماتیک دارند که وابسته به نیاز تولیدکننده یا خریدار باشد. این‌جاست که خیلی از دست‌آوردها به خطا می‌روند. این همان‌ جاییست که تفکر طراحی (دست‌آورد جدیدی برای حل مسائل) برتری خود را نشان می‌دهد.

معمولاً طراحان تمرکز خود را بر بالابردن کارایی و ظاهر محصول می‌گذارند. مثال‌های کلاسیک این مسأله‌ی طراحی، در آیپادهای شرکت کامپیوتری اپل و صندلی‌های هرمن میلر دیده می‌شود. در سال‌های اخیر طراحان رویکردهای خود را جهت ساخت کل سیستم برای ارائه‌ی خدمات و محصولات گسترش داده‌اند.

تفکر طراحی شامل بینش مصرف‌کننده (یا طرز تفکر او) در راستای تولید مداوم نمونه است تا از موانعی که ممکن است به وجود آیند جلوگیری شود. تفکر طراحی –خوش‌بین، سازنده و تجربی- به نیازهای افرادی که از محصول یا خدمات ارائه شده استفاده می‌کنند و عواملی که این نیازها را پدید می‌آورند، اشاره دارد.

کسب‌وکارها از تفکر طراحی استقبال می‌کنند زیرا به آن‌ها کمک می‌کند تا خلاق باشند، برند خود را متمایز کنند و سریع‌تر به مرحله فروش برسند. سازمان‌های غیرانتفاعی – سازمان‌هایی که خدمات اجتماعی بدون بهره ارائه می‌دهند- نیز از تفکر طراحی برای پیدا کردن راه حل‌های بهتر برای جامعه بهره می‌برند. تفکر طراحی از مرز بین فعالیت‌های غیر انتفاعی و کسب‌وکارها گذشته است. با از نزدیک کار کردن با مشتری‌ها و تولیدکنندگان، تفکر طراحی به راه حل‌های مؤثر اجازه داده تا از ابتدا شروع به رشد کنند، نه اینکه در انتهای کار تحمیل شوند.

تفکر طراحی در کار

جری استرنین، مؤسس PDI(Positive Design Initiative) و استادیار در دانشگاه تافتس(Tufts)، بسیار در پیدا کردن چیزهایی که خودش آن‌ها را راه‌حل‌های داخلی برای مسائل خارجی می‌نامید، مهارت داشت. ترجیح استرنین به ابتکارات اجتماعی، نمونه‌ای از تفکر طراحی در کار است. در سال ۱۹۹۰، استرنین و همسرش مونیکا، از طرف دولت ویتنام دعوت شدند  تا سطوح بالایی از سوءتغذیه را بین کودکان ۱۰۰۰۰ روستا کاهش دهند. در آن زمان ۶۵% کودکان زیر ۵ سال از سوءتغذیه رنج می‎بردند و راه‌حل عمده متکی بر دولت و توزیع مواد مغذی بود. اما مکمل‌های غذایی هیچگاه نتایج مطلوب را بدست نمی‌دادند(راه حل خارجی). اما استرنین و همسرش راه دیگری پیش گرفتند. تحت عنوان انحراف مثبت، که در جامعه به دنبال راه‌حل‌های شدنی در میان خانواده‌هایی که وضعیت خوبی ندارند، می‌گردد.

استرنین و همکارانش در بخش نجات کودکان، چهار بخش از استان تان‌هو را به دنبال خانواده‌های بسیار بسیار فقیر که کودکان سالمی دارند بررسی کردند. سپس تهیه‌ی غذا و نحوه‌ی پخت این شش خانواده(انحراف مثبت) را به دقت مشاهده نمودند. عادت‌های نادری در آن‌ها وجود داشت. والدین این کودکان میگو، خرچنگ و حلزون را از شالیزارهای محل کارشان جمع‌آوری کرده و همراه با سبزیجات و سیب‌زمینی شیرین به غذایشان اضافه می‌کردند. با وجود اینکه این غذاها در دسترس همه بودند، ناسالم پنداشته می‌شدند و از دادن آن‌ها به کودکان خودداری می‌شد. همچنین آن‌ها به فرزندان خود وعده‌های غذایی بیشتر در حجم کمتر می‌دادند، که به معده‌های کوچک فرصت هضم و جذب مواد غذایی بیشتری می‌داد.

استرنین و بقیه‌ی گروه با انحراف مثبت کار کرده و برای خانواده‌هایی که فرزندانشان سوءتغذیه داشتند، کلاس آشپزی گذاشتند. تا پایان سال اول برنامه، ۸۰ درصد از ۱۰۰۰ کودکی که وارد برنامه شده‌بودند به حد خوب و کافی‌ای از تغذیه رسیدند. همچنین این روند در ۱۴ روستای دیگر تکرار شد.

کار استرنین مثال خوبی از این بود که چگونه انحراف مثبت و تفکر طراحی متکی بر آزمایشات محلی و پیدا کردن راه حلی محلی می‎باشد. متفکران طراحی به دنبال راهی در همان اطراف و خلق را‌ه‌ حلی مثل میگو، خرچنگ و حلزون و ترکیب آن با پیشنهادهایی که دارند هستند. آن‌ها مرزها و تفاوت‌ها را در نظر می‌گیرند، محل‌های زندگی متفاوت، طرز تفکرهای متفاوت و مصرف متفاوت. همانطور که مونیکا استرنین مدیر فعلی PDI توضیح می‌دهد: «انحراف مثبت و تفکر طراحی هر دو دست‌آورد‌های انسان محور هستند. راه‌حل‌هایشان مربوط به فرهنگی خاص در آن ناحیه است و الزاماً خارج از آن ناحیه کارساز نخواهند بود.»

برنامه‌ی دیگری که بسیار مورد توجه قرار گرفت، توزیع پشه‌بند در آفریقا بود. پشه‌بندها بسیار خوب طراحی شده‌ بودند به طوری که در صورت استفاده، احتمال ابتلا به مالاریا به شدت کاهش پیدا می‌کرد. سازمان جهانی سلامت اعلام کرد، این پشه‌بندها مرگ و میر در کودکان زیر ۵ سال را: ۵۱% در اتیوپی، ۳۴% درغنا و ۶۶% در رواندا کاهش دادند. گرچه نحوه‌ی توزیع پشه‌بندها موجب وقوع پیشامدهایی شد. برای نمونه در شمال غنا پشه‌بندها برای زنان حامله و مادران دارای کودک زیر ۵ سال رایگان فراهم می‌شد. این زنان می‌توانند پشه‌بند را از بیمارستان‌های عمومی به رایگان دریافت کنند. اما برای بقیه‌ی افراد تهیه کردن پشه‌بند دشوار است. وقتی که از یک فرد تحصیل کرده ساکن شمال غنا (آلبرت) که به تازگی دچار مالاریا شده بود سؤال کردیم گفت که او زیر پشه‌بند خوابیده بود، ولی هیچ‎کجا نبود که بتواند پشه‎بند مخصوص تهیه کند. چون افراد زیادی می‌توانند آن را به صورت رایگان دریافت کنند، برای مغاره‎دارها فروش آن پرسود نخواهد بود. همچنین بیمارستان‌ها نمی‌توانند پشه‌بند اضافی بفروشند.

همانطور که تجربه‌ی آلبرت نشان می‌دهد، افرادی که پروژه را طراحی می‌کنند باید به جز ظاهر و کارایی به نحوه‌ی توزیع آن نیز توجه کنند. ممکن است بگویید پشه‌بند رایگان برای افرادی همچون آلبرت طراحی نشده بود، و او خارج از محدوده هدف برنامه بود. اما بدون در نظر گرفتن تمام سیستم، پشه‌بند بین همه توزیع نمی‌شود، در نتیجه ریشه‌کن کردن مالاریا را غیرممکن می‌سازد.

پیدایش تفکر طراحی

IDEO در سال ۱۹۹۱ توسط ادغام طراحی دیوید کلی (David Kelley Design) که در سال ۱۹۸۲ اولین موس کامپیوترهای اپل را ساخت و IDEO Two که در همان سال اولین کامپیوتر لپ‌تاپ را ساخت، تأسیس شد. IDEO در ابتدا بر طراحی‌های مرسوم در دنیای تجارت متمرکز بود. طراحی محصولاتی مانند دستار شخصی پالم V، مسواک Oral-B، و صندلی‌های Steelcase. این‌ها محصولاتی هستند که در مجله‌ی سبک زندگی نمایش داده می‌شوند.

در سال ۲۰۰۱،از IDEO تقاضای رسیدگی به مشکلاتی می‌شد که بسیار از طراحی‌های مرسوم دور بودند. یک مرکز درمانی تقاضا داشت که به بازسازی سازمان‌شان کمک شود. یک شرکت تولیدی با قدمت ۱۰۰ سال تقاضای شناخت بیشتر مشتریانش را داشت، و یک دانشگاه فضای جایگزینی برای کلاس‌های درس قدیمی می‌خواست. این نوع تقاضاها IDEO را از تولید محصول به سمت طراحی تجربه برای مشتری سوق داد.

دیوید کلی، که همچنین مؤسسه‌ی طراحی Hasso Plattner (با نام مستعار d.school) را در دانشگاه استنفورد تأسیس کرد، اشاره دارد: «هر بار که کسی راجع به طراحی از او سؤال میکند، حتماً از کلمه‌ی تفکر استفاده می‌کند. و در نهایت کلمه‌ی تفکر طراحی به وجود آمد.»

به عنوان یک رویکرد، تفکر طراحی بر ظرفیت‌هایی که همه‌ی ما داریم اما به خاطر روش‌های مرسوم حل مسأله بر آن‌ها سرپوش گذاشته شده، دست می‌گذارد. نه تنها تولید محصولات و سرویس‌های انسان محور، بلکه فرایند نیز به خودی خود توسط افراد انجام می‌شود. تفکر طراحی به حس درک ما وابسته است، تا طرح‌های مختلف را تشخیص دهیم، ایده‌‌پردازی کنیم که علاوه بر کارایی، مفهوم عاطفی نیز داشته باشد و در رسانه‌ها فرای کلمات و نشانه‌ها ابراز شود. هیچ‌کس نمی‌خواهد سازمانش را بر اساس احساسات و الهامات اداره کند، اما پیش رفتن بر اساس منطق و تحلیل نیز به همان اندازه ریسک بالایی دارد. تفکر طراحی، رویکرد یکپارچه‌ای که در مرکز طراحی قرار دارد، راه سومی را برای ما فراهم می‌کند.

فرایند تفکر طراحی بهترین روش با سیستمی از فضاهایی است که همپوشانی دارند، تا روندی شامل فعالیت‌های متوالی. سه موضوع را باید به خاطر داشته باشید: الهام، ایده‌پردازی و پیاده‌سازی. به الهام‌ها یا حدس‌ها به عنوان فرصتی که مشوق پیدا کردن راه‌حل برای مسأله هستند بنگرید. ایده‌پردازی به عنوان گسترش و تست ایده‌ها. و پیاده‌سازی به عنوان مسیری که پروژه طی می‌کند تا به دست مردم برسد.

دلیل استفاده از این سه حیطه به جای رویکرد قدم به قدم این است که آن‌ها همیشه به ترتیب و پی در پی انجام نمی‌شوند. هر پروژه ممکن است زمانی که تیم ایده‌ها را تصحیح می‌کند و جهت جدید می‌گیرد، بیش از یکبار به نقطه‌ی الهام، ‌ایده‌پردازی یا پیاده‌سازی بازگردد. عجیب نیست که تفکر طراحی برای افرادی که برای بار اول از آن استفاده می‌کنند بی‌نظم به نظر برسد. اما در طی انجام پروژه، افرادی که روی پروژه کار می‌کنند متوجه می‌شوند با اینکه متفاوت است از فرایندهای خطی‌ای است که سازمان معمولاً انجام می‌دهد، روند پروژه منطقی است و به نتیجه می‌رسد.

الهامات

گرچه طراحان همیشه از سه مرحله‌ی ذکر شده استفاده نمی‌کنند، معمولاً کار با مرحله‌ی الهامات شروع می‌شود. مرحله‌ای که این فرصت را بدست می‌دهد تا به دنبال راه حلی برای مسأله بگردیم. و نقطه‌ی شروع کلاسیک برای الهامات، خلاصه‌نویسی است. خلاصه‌نویسی، مجموعه کارهایی است که ضرورت بیشتری دارند و به تیم، دید کلی از هدف پروژه می‌دهد تا مشخص شود که از کدام نقطه باید شروع به کار کرد. و همچنین محکی است برای اندازه‌گیری فرایند و مشخص شدن دورنمایی از هزینه شروع، تکنولوژی‌های در دسترس و استراتژی‌های کسب و کار.

همانطور که یک نظریه مانند الگوریتم نیست، خلاصه هم به سؤالات به طور دقیق پاسخ نمی‌دهد. با این حال یک خلاصه‌ی خوب اجازه می‌دهد زمینه برای اتفاقات ناگهانی و غیرقابل پیش‌بینی فراهم گردد.

زمانی که نوشتن خلاصه تمام شد، وقت آن است که تیم طراحی به دنبال نیازهای مردم باشد. روش‌های مرسوم مانند گروه‌های نظرخواهی، به ندرت به نتیجه‌های مطلوب می‌رسند. در اکثر موارد این تکنیک‌ها مستقیماً از افراد می‌پرسند که به چه چیزی نیاز دارند. تحقیق‌های معمولی نشان‌دهنده‌ی بهبود روند بوده‌اند، اما منجر به بوجود آمدن آن دسته از ایده‌ها و دست‌آورد‌ها نمی‌شودند تا با خود بگوییم، چرا تا به حال کسی به این مسأله نیاندیشیده بود؟

زمانی که هنری فورد گفت: «اگر من مستقیماً از مشتریانم بپرسم که چه چیزی نیاز دارید؟ خواهند گفت: اسب تندروتر.» این مطلب را درک کرده بود. با اینکه اکثر مردم نمی‌توانند بگویند دقیقاً چه نیازی دارند، رفتارهایشان سرنخ‌های گران‌بهایی از این مسأله در اختیار می‌گذارد.

نقطه‌ی شروع بهتر دیگر آن است که طراحان به دنیای خارج بروند، و تجربه‌های واقعی کشاورزان تازه‌کار، کودکان مدرسه‌ای و یا کارگران مؤسسات سلامتی را از نزدیک مشاهده کنند که چگونه روش‌های زندگیشان را در حین کار بهبود می‌بخشند. کار کردن با فردی که بومی آن ناحیه باشد که کارش را به عنوان مترجم یا راهنما شروع می‌کند نیز بسیار مهم است. همچنین داشتن چنین همکاری باعث می‌شود به اجتماع‌های دیگر معرفی شده، اعتبار بیشتری در آن جوامع بدست آورید و از درک متقابل اطمینان حاصل کنید. با در خانه نشستن و دنبال کردن افراد بومی در کار و زندگیشان، متفکران طراحی بیشتر بر زندگی افرادی که برای آن‌ها کار می‌کنند مسلط می‌شوند.

در سال اخیر، کارا پکنالد، دانشجویی در دانشگاه هنر و طراحی امیلی کار (Emily Car) در ونکوور، بریتیش کلمبیا، دوره‌ی کارآموزی‌ای برای کمک به زنان در رواندا(کشوری در آفریقا) پذیرفت. وظیفه‌ی او توسعه‌ی وب‌سایتی بود تا روستاییان آن منطقه را به دنیا متصل کند. پکنالد متوجه شد شد که این بافندگان دسترسی محدود و یا هیج دسترسی‌ای به اینترنت ندارند. به جای اینکه از آن‌ها بخواهد به برقرار شدن وب‌سایت کمک کنند، او روش خلاصه‌برداری را جایگزین کرد. از بافندگان پرسید با فراهم شدن چه چیزهایی در جامعه، سطح زندگیشان افزایش می‌یابد. پکنالد از روش‌‌های مختلف تفکر طراحی استفاده کرد که قسمتی از آموخته‌هایش و قسمتی دیگر از ابزارهای انسان محور IDEO بود تا خواسته‌های زنان آنجا را درک کند.

چون پکنالد نمی‌توانست به زبان آن‌ها صحبت کند، از آن‌ها خواست که خواسته‌ها و زندگی خود را به وسیله‌ی دوربین ضبط کنند و تصویری از اینکه، موفقیت چگونه در جامعه‌ی آن‌ها نشان داده می‌شود بکشند. در طی این فعالیت‌ها زنان منطقه به این پی بردند که چه چیزهایی برایشان مهم است، به جای اینکه فردی از بیرون این دیدگاه را عرضه کند. در طول مدت پروژه پکنالد به هر یک از افرادی که در پروژه همکاری می‌کردند روزانه معادل یک دلار می‌داد، برای اینکه ببیند هرکدام با پولی که به آن‌ها داده می‌شود چه کار می‌کنند. این کار باعث شد دید عمیق‌تری نسبت به مردم آنجا پیدا کند. در این حین، زنان آنجا دریافتند که این یک دلار در روز می‌تواند تفاوت بارزی در زندگیشان ایجاد کند. این آزمایش هم به پکنالد هم به زنان جامعه کمک کرد تا برنامه‌های خود را برای جامعه اولویت‌بندی کنند.

ایده‌پردازی

دومین حیطه‌ی تفکر طراحی ایده‌پردازی است. بعد از صرف زمان در موضوع مورد نظر، مشاهده و انجام تحقیق در مورد طراحی، یک تیم، فرایند ترکیب کردن چکیده‌ای از چیزهایی که مشاهده کردند و شنیده‌اند را انجام می‌دهد تا راه‌حل‌ها‌یی پیدا کنند یا فرصتی برای تغییر ایجاد شود. این دستاورد کمک می‌کند گزینه‌های بیشتری داشته باشیم و انتخاب‌ها و ایده‌های جدیدی درباره‌ی رفتار افراد ایجاد شود. که این‌ها ممکن است دیدگاه دیگری از محصول ارائه دهند. با آزمایش کردن ایده‌هایی که باهم رقابت دارند، احتمال اینکه خروجی بارز و تحسین‌برانگیرتر باشد بیشتر است.

همانطور که لینوس پاولینگ دانشمند و برنده‌ی دو جایزه‌ی نوبل می‌گوید: « برای اینکه ایده‌ی خوبی داشته باشید باید ابتدا ایده‎های بسیار داشته باشید.» ایده‌هایی که به راستی نوآورانه باشند، ایده‌های موجود را به چالش بکشند و به بقیه‌ی ایده‌ها خودی نشان دهند. آن‌ها یک راه‌حل جدید برای مسأله‌ای که افراد بسیاری نمی‌دانستند وجود دارد، ارائه می‌کنند.

مسلماً انتخاب‌های بیشتر به معنای پیچیدگی بیشتر است. که می‌تواند زندگی را سخت کند، مخصوصاً برای افرادی که باید بودجه‌ی تعیین شده را در نظر داشته باشند و مدت زمان انجام کارشان محدود است. تمایل اکثر سازمان‌ها بر این است که انتخاب‌ها را محدود کنند. البته این تمایل در کوتاه‌مدت به صرفه‌تر است، در بلند مدت باعث می‌شود سازمان محافظه‌کار و انعطاف‌ناپذیر شود. راه‌حل، تفکر متفاوت است.

برای داشتن تفکر متفاوت، بسیار مهم است که گروهی از افراد با عقاید و نظرات متفاوت داشته باشیم. افراد چندبعدی، مانند معمارانی که روانشناسی خوانده‌اند، بازیگرانی که مدیریت خوانده‌اند یا مهندسانی که تجربه بازاریابی دارند اغلب دارای این ویژگی هستند. این‎ها افرادی هستند با قابلیت همکاری در راستای نظم گروه.

 

برای کار کردن در محیط چند بعدی، یک فرد لازم دارد حتماً در دو بعد قدرتمند باشد (یک فرد T شکل). در راستای محور عمودی T، هریک از اعضای تیم باید قابلیت آن را داشته باشند که مقدار محسوسی از کل کار را انجام بدهند. قسمت افقی بالای T، زمانی است که فرد دارای قدرت تفکر طراحی باشد. که راجع به یکدلی با مردم و نظم و انضباطی است که برای خود قائل است. و این با پذیرش، مهربانی، کنجکاوی، خوش‌بینی، تمایل به یاد گرفتن چیزهای جدید در حین کار و کسب تجربه نمایان می‌شود. (این‌ها ویژگی‌های جدیدی هستند که در داوطلبان کار جدید در IDEO جستجو می‌شوند.)

تیم‌های جدید معمولاً به سمت گروه‌هایی با ساختار برنامه‌ریزی شده می‌روند. در هر زمان یک مسأله‌ی قابل توجه را بررسی می‌کنند. گروه ممکن است در حین کار صدها ایده، از هیچ تا بدیهیات تولید کند. هر ایده بر روی کاغذ نوشته شده و با گروه در میان گذاشته می‌شود. از ارائه‌ها با محتوای تصویر نیز بسیار استقبال می‌شود، زیرا به بقیه کمک می‌کند تا ایده‌های پیچیده را بهتر درک کنند.

یک قانون در گروه‌های تحقیق این است که به قضاوت‌ها احترام گذاشته شود. بسیار مهم است که به افرادی که بحث را قطع می‌کنند اجازه‌ی صحبت دهیم، چون شرکت‌کنندگان ترغیب می‌شوند هرچه بیشتر ایده ارائه دهند. این مسأله به گروه اجازه می‌دهد تا سراغ فرایند دسته‌بندی کردن ایده‌ها بروند. ایده‌های خوب طبیعتاً بالاتر قرار می‌گیرند و ایده‌های بد از دسته‌بندی‌ها خارج می‌شوند. مرکز InnoCentive مثال خوبی است از اینکه چطور تفکر طراحی با صدها ایده‌ نتیجه بخش است. این مرکز وب سایتی طراحی کرده که افراد می‌توانند راه‌حل خود را برای مسأله‌ی مطرح شده پست کنند. این چالش‌ها توسط اعضای مرکز طراحی شده‌اند، که ترکیبی از افراد از مراکز غیرانتفاعی و شرکت‌ها هستند. بیش از ۱۷۵۰۰۰ نفر که شامل مهندسان، دانشمدان و طراحان از جای جای دنیا است، راه‌حل‌هایی بر این وب‌سایت قرار داده‌اند.

مرکز Rockefeller از ۱۰ چالش نوآوری اجتماعی در InnoCentive حمایت کرد. و موفقیت ۸۰% را از بدست آوردن راه‌حل‌هایی مؤثر به مراکز غیرانتفاعی اعلام داشت. رویدادهای همگانی نوآوری برای تولید ایده‌های بسیار زیاد مؤثرند. طبقه‌بندی کردن، تست کردن و معرفی کردن آن‌ها به بازارها و سرمایه‌گذاران وظیفه‌ی مجری رویداد است.

یک همکاری InnoCentive با اتحادیه جهانی دارویی TB به دنبال پیدا کردن یک راه حل تئوری برای ساده کردن رژیم غذایی TB است. (این فرایند یک نمونه‌ی اولیه از تفکر طراحی در راستای کمک به نوآوری‌های اجتماعی است.) مدیر اجرایی InnoCentive چنین می‌گوید: «در گسترش داروی TB برنده نهایی یک دانشمند بود، او کار می‌کرد، اما به خاطر مادرش در چالش شرکت کرد، او تنها تأمین کننده‌ی خانواده و از سن ۱۴ سالگی این مسئولیت را برعهده گرفته بود.» او اشاره کرد که پروژه‌های InnoCentive معمولاً از چنین روابط و گذشته‌های پرانگیزه‌ای سود می‌برند.

پیاده‌سازی

سومین حیطه‌ی تفکر طراحی، پیاده‌سازی است. زمانی که بهترین ایده‌ها در زمان ایده‌پردازی تولید و منسجم شدند، یک برنامه‌ی قابل درک ایجاد می‌شود. در هسته‌ی پیاده‌سازی تولید نمونه‌ی اولیه قرار دارد. ایده‎ها به محصولات واقعی تبدیل می‌پردند و به سرویس‌هایی که تست خواهند شد، تکرار و دوباره توصیف می‌شوند.

در حین ساخت نمونه‌ی اولیه، تفکر طراحی به دنبال پیدا کردن چالش‌های پیاده‌سازی است و اتفاقات پیش‌بینی نشده‌ای که در نتیجه‌ی رفع آن‌ها موفقیت بلندمدت بدست خواهد آمد. ساخت نمونه‌ی اولیه به خصوص برای سرویس‌هایی که برای گسترش در دنیا انتخاب شده‌اند بسیار مهم‌اند. در حالی که کمبود زیرساخت، زنجیره‌های خرده فروشی، شبکه ارتباطات و سطح تحصیل و مقوله‌های ضروری دیگر در سیستم اغلب باعث سخت شدن طراحی محصولات و سرویس‌های جدید می‌شوند.

تولید نمونه‌ی اولیه می‌تواند یک جزء از محصول، ظاهر محصول و یا تقابل اهدا کننده‌ی خون و داوطلب صلیب سرخ را قبل از اجرای طرح اصلی بررسی کند. هزینه‌ی تولید نمونه‌ی اولیه در این مرحله ممکن است بالا باشد. همچنین ممکن است پیچیده یا غیرقابل تشخیص از محصول اصلی باشد. همانطور که پروژه به مرحله نهایی نزدیک می‌شود و برای پیاده‌سازی در دنیای واقعی آماده می‌گردد، نمونه‌ی اولیه نیز تکمیل می‌شود.

بعد از اینکه ساخت نمونه اولیه تمام شد و محصول یا سرویس نهایی ساخته شد، تیم طراحی به ساخت یک استراتژی ارتباطی کمک می‌کند. داستان‌گویی مخصوصاً در رسانه‌ها بسیار کارساز است. باعث می‌شود ذینفع‌ها داخل و خارج سازمان از زبان‌ها و فرهنگ‌های گوناگون بتوانند با یکدیگر در ارتباط باشند.

VisionSpring، یک مرکز درمانی کم هزینه‌ی چشم در هند می‌تواند نمونه‌ی خوبی از اینکه ساخت نمونه‌ی اولیه چقدر قدم مهمی است، باشد. VisionSpring که عینک مطالعه به بزرگسالان می‌فروخت، تصمیم به راه‌اندازی درمان چشم همه جانبه‌ای برای کودکان گرفت. تلاش در طراحی VisionSpring شامل همه چیز به جز قاب عینک بود. از جمله فعالیت آن‌ها، فراخوان‌های معاینه‌ی چشم، گروه‌هایی که آموزش می‌دهند چطور از چشم‌ها مراقبت کنید، و انتقال کوکانی که نیاز به عینک و معاینه‌ی بیشتر دارند به مراکز و بیمارستان‌های مخصوص بود.

IDEO در همکاری با VisionSpring معاینه‌ی چشم برای جلوگیری از خطر دیابت را برای ۱۵ کودک ۸-۱۲ سال نمونه سازی کرد. طراحان ابتدا سعی کردند چشم یک دختربچه را با روش‌های سنتی معاینه کنند. اما او به سرعت چشمانش پر از اشک شد، فشار آزمایش زیاد بود و احتمال خطا بالا. طراحان از معلم بچه‌ها خواستند تا چشم دختربچه را آزمایش کند، باز هم او گریه کرد. این بار از دختربچه خواستند تا چشم معلمش را معاینه کند، او کار را بسیار جدی گرفت و همکلاسیانش به دقت او را مشاهده کردند. در نهایت طراحان اجازه دادند تا بچه‌ها چشم‌های یکدیگر را معاینه کنند. و در مورد فرایند صحبت کنند. آن‌ها عاشق دکتربازی بودند و به یکدیگر در این راستا احترام می‌گذاشتند.

به وسیله‌ی ساخت نمونه‌ی اولیه و داشتن برنامه‌ی پیاده‌سازی برای راهبرد و قیاس پروژه، IDEO قادر به ساخت سیستمی برای معاینات چشمی بود که برای پزشکان، معلمان و کودکان در VisionSpring کارساز بود. تا سپتامبر ۲۰۰۹ VisionSpring، ۱۰ مرکز معاینه چشم برای کودکان در هند افتتاح و راه‌اندازی کرد. چشم ۳۰۰۰ کودک را معاینه کردند، ۲۰۲ نفر آن‌ها به مراکز درمانی چشم‌پزشکی فرستاده شدند و برای ۶۹ نفر آن‌ها عینک تجویز شد.

پیتر الیاسن، معاون بخش فروش و اجرا، اینگونه توضیح داد که: « معاینه و دادن عینک به کودکان مشکلات بسیاری را نمایان کرد، پس به تفکر طراحی روی آوردیم که برایمان ساختاری مناسب برای گسترش بهترین بازار و استراتژی توزیع را فراهم کرد.» او همچنین اضافه کرد که ساخت نمونه‌ی اولیه به VisionSpring اجازه داد تا بر روی راحتی معاینه برای کودکان تمرکز کنند.«حال که ما یک سازمان با تفکر طراحی شدیم، از ساخت نمونه‌ی اولیه برای ارزیابی بازخورد و قابل اجرا بودن دست‌آورد‌های بازاری جدید از طرف مهم‌ترین مشتریانمان، کارآفرینان، فروشندگان و مشتری‌های نهایی استفاده می‌کنیم.»

مسأله‌های اساسی نیاز به راه‌حل‌های اساسی دارند

بسیاری از کارآفرینان به طور حسی از بعضی جنبه‌های تفکر طراحی استفاده می‌کنند، اما بعد از مدت کوتاهی پس از استقبال از آن، آن را کنار می‌گذارند. قطعاً موانعی برای قبول نکردن تفکر طراحی در سازمان‌ها وجود دارد. شاید روند عملکرد مورد قبول همه‌ی اعضای سازمان واقع نشود. یا شاید سازمان از قبول یک عملکرد انسان محور پرهیز کند و موفق به ایجاد تعادل بین طرز تفکر کاربران، تکنولوژی و سازمان‌ها نباشد.

یکی از بزرگ‌ترین مانع‌های قبول تفکر طراحی، ترس از شکست است. قبول این موضوع که هیچ اشکالی ندارد که شکست بخوریم و تجربه کنیم، البته تا زمانی که به عنوان منبعی برای یادگیری به آن‌ها نگاه شود، بسیار دشوار است. اما فرهنگ تفکر طراحی ما را به ساخت نمونه‌ی اولیه سریع، آسان و بی‌نظم تشویق می‌کند. تا به عنوان فرایندی نوآورانه و نه به عنوان تولید محصول نهایی، از آن تجربه کسب کنیم.

همانطور که مدیر ارتباطات و اطلاعات مرکز Acumen (Yasmina Zaidman) می‌گوید: « کسب و کاری که ما بر آن سرمایه‌گذاری کردیم، نیاز به نوآوری، خلاقیت و حل مسأله‌ی مداوم دارد، پس تفکر طراحی یک عامل موفقیت و پایه‌ی هرم اقتصادی است.» با تفکر طراحی می‌توان صدها ایده پروراند و در نهایت راه‌حل‌هایی برای جهان واقعی که خروجی‌های بهتری برای سازمان‌ها و مردمی که به آن‌ها خدمات ارائه می‌شود فراهم گردد.

منبع: ssir.org

برای مشاهده مقاله اصلی اینجا را کلیک کنید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *