رهبری
شما چه نوع رهبری هستید؟
۱۴ فروردین ۱۳۹۵
IT
رویکردIT در مقابل محصول
۲۸ فروردین ۱۳۹۵

follow-leader

مترجم: شیوا بناساز نوری

در ادامه سیر مقالات مقایسه‌ای مارتین کاگان (Marty Cagan) -یکی از اعضا تیم تولید سیلیکون‌ولی که در طول ۳۰ سال گذشته به عنوان مدیر اجرایی مسئول تعریف و تولید محصول برای برخی از شرکت‌های موفق در جهان مثل Hewlett-Packard, Netscape Communications, America Onlineو eBayبوده است، در حوزه‎های مختلف کاری، به مقایسه دو حوزه رهبری و مدیریت ، تمایزها و نقاط اشتراک این دو مقوله خواهیم پرداخت:

من عقیده دارم که مهم‌ترین ارزش‌ها در ساختن سازمان‌های تولیدی بزرگ، تقریباً همه‌ی سازمان‌های برجسته و مقبول، رهبری و مدیریت است. با این حال افراد بسیار کمی به معنای واقعی آن‌ها توجه می‌کنند. بعضی هر دو را یکسان می‌بینند. بعضی فکر می‌کنند که این مباحث در MBA تدریس می‌شود (که البته اینطور نیست). و متأسفانه بسیاری هیچ‌گاه تجربه‌ی روبه‌رو شدن با مدیران قوی یا رهبران قوی را نداشته‌اند.

من اخیراً زمان زیادی را صرف تفکر در این زمینه کرده‌ام. دعوت به West Point، آکادمی ارتش ایالات متحده آمریکا، الهام بخش من بود. من سخنران مدعو در دانشگاه‌های برتر تعدادی از شهرها بودم. مثل Harvard و Stanford، اما باید بگویم که هیچ‌گاه به اندازه‌ای که در آکادمی ارتش تحت تأثیر قرار گرفتم، تحت تأثیر قرار نگرفته بودم. سیاست شما اهمیتی ندارد، قول می‌دهم به خارق‌العاده بودن این زنان و مردان پی ببرید. در هیچ جای دیگر رهبری و مدیریت را بهتر از اینجا یاد نخواهید گرفت.

من این افتخار را داشتم که چند تن از فارغ‌التحصیلان این مرکز را بشناسم. اگر این فرصت نصیبتان شد که یکی از این افراد را استخدام کنید،  یا با او کار کنید و یا برای او نوشیدنی بگیرید، شانس خود را از دست ندهید.

این موضوع من را برای نوشتن این مقاله ترغیب کرد: دو فارغ‌التحصیل آکادمی West Point که دوستان قدیمی من هستند، مارتی آبوت و مایکل فیشر، به تازگی ویرایش دوم کتاب خود را، هنر پیشرفت در کار، را منتشر کردند. نسخه‌ی او به سرعت به عنوان راهنمای قطعی پیشرفت در بهبود تکنولوژی و سازمان‌های تکنولوژی‌محور شناخته شد، اما نسخه‌ی دوم آن را به مرحله‌ای کاملاً متفاوت برد. آن‌ها پس از انتشار نسخه‌ی اول زمان خود را صرف کار کردن با تیم‌های پیشرو در تکنولوژی جهان کردند و متوجه مسائل نهفته‌ی بسیاری شدند. من نسخه‌ی اول را به مهندسان پیشنهاد می‌کنم، اما اکنون به مدیران کار و تولید نیز پیشنهاد می‌کنم که کتاب را مطالعه کنند.

در نسخه‌ی جدید فصلی بسیار خوب درباره‌ی تفاوت رهبری و مدیریت نوشته شده، مارتی و مارک به من اجازه دادند تا در اینجا گزیده‌ای را بیاورم:

رهبری در خدمت مردم است تا الهام بخش آن‌ها باشد و به دست‌یافت‌های بزرگ‌تری برسند و مدیریت انگیزه می‌دهد تا به سوی هدف پیش بروند.

در مجموع ما دوست داریم به مدیر به عنوان یک عامل اجبار و به رهبر به عنوان عامل جذب کردن نگاه کنیم. رهبر مقصد را تعیین می‌کند و راهی برای رسیدن به آن، مدیر شما را به آن مقصد می‌برد. رهبر این قانون را دارد که ما هیچ‌گاه به نقطه‌ی از کار افتادگی نخواهیم رسید. و مدیر اطمینان حاصل می‌کند که این‌چنین باشد. شما قطعاً به هر دو احتیاج دارید، و لازم است که هر دو کار را انجام دهید.

اغلب اوقات ما درگیر یک شیوه‌ی مدیریتی می‌شویم. ممکن است فکر کنیم که شیوه‌ی مدیریتی یک فرد ممکن است او را بیشتر شبیه یک مدیر کند یا یک رهبر. تصور ما از شیوه‌ی مدیریت جهت ما را نسبت به رهبری یا مدیریت نشان می‌دهد. ممکن است اینگونه فکر کنیم که اگر کسی بیشتر بر روی عملیات متمرکز باشد، جنبه‌ی مدیریتی دارد و اگر کار او جنبه‌ی نظری دارد به رهبری نزدیک‌تر است. با اینکه هر یک از ما ویژگی‌های شخصیتی خود را داریم و مهارت‌هایمان مارا بیشتر رهبر یا مدیر می‌کند، هیچ دلیلی ندارد که در هر دو زمینه مهارت نداشته باشیم. توجه داریم که این‌ها دو رشته مجزا هستند، در گام اول آن‌ها از یکدیگر جدا می‌کنیم و سپس در هر دو زمینه مهارت‌ها را افزایش می‌دهیم.

مدیریت تضمین می‌کند که مردم بازخورد عملکردمحوری را که شامل هر دو جنبه‌ی عملکرد عالی و نکاتی که باعث پیشرفت خواهند شد در زمان مناسب بدهند. مدیریت در اوایل وضعیت ارتباطی را نشان می‌دهد، آنچه در مسیر است شناسایی می‌کند و مشخص می‌کند چه چیزهایی برای کمک لازم است. فعالیت‌های مدیر شامل حذف موانع و همچنین کمک به افراد تیم در مواجهه با این موانع در مسیر هدف می‌باشد. مدیریت در پیشرفت بسیار مهم است تا بتوان بیشترین بهره‌وری را از سازمان برد. تعریف چگونگی انجام چیزی از مسئولیت‌های مدیر است. و نحوه‌ی عملکرد قطعاً تأثیر بسیاری بر پیشرفت سازمان، فرایند و سیستم دارد.

همانطور که مدیریت مرتبط با افراد است، درباره‌ی اطمینان حاصل کردن از این است که افراد مناسب در کار مناسب با آن‌ها و در زمان مناسب و با عملکردهای مناسب داشته باشیم. مثلاً دیدگاه یک سازمان در مورد این است که اطمینان حاصل شود که تیم به درستی با یکدیگر عمل می‌کنند، مهارت‌هایشان متناسب با هم است و تجربه‌ی کافی برای حصول موفقیت را دارند. مدیریت به معنای اندازه‌گیری است و خطا در اندازه‌گیری به معنای خطا در مدیریت است. شکست مدیر تضمین می‌کند که شما، سازمان، فرایند و سیستم پیشرفت خود را از دست می‌دهید. همچنان که بدون مدیریت هیچ‌کس نیست تا به شما اطمینان دهد که در حال انجام کار درست در زمان مناسب آن هستید.

رهبر نیاز است تا تمام فعالیت‌های مربوط به جذب کردن را انجام دهد، تا در هر تلاش‌ موفقیت حاصل شود. اگر مدیریت عمل بردن یک سازمان به بالای تپه باشد، رهبری انتخاب آن تپه و ترغیب به اولین بودن در آن جا را انجام می‌دهد. رهبری درباره‌ی انگیزه دادن به افراد و سازمان‌هاست تا عملکرد بهتری داشته باشند و با امید، کارهایشان را عالی انجام دهند. رهبری یک تصویر قانع کننده ایجاد می‌کند که تمایلات قلبی کارکنان را به سمت کار درست برای سازمان می‌کشاند. مأموریت رهبری ایجاب می‌کند که به تدوین چشم‌انداز کار و ساختن یک نقشه‌ی ذهنی برای کارکنان کمک کند تا متوجه شوند چگونه کاری که انجام می‌هند ارزش ایجاد می‌کند. در نهایت، رهبری درباره‌ی معنای اهدافی که در طی راه به سوی مقصد وجود دارند، می‌باشد. رهبری بسیار مهم است، زیرا نه تنها هدف و جهت را مشخص می‌کند، بلکه به افراد و سازمان‌ها انگیزه می‌دهد تا به مقصد برسند.

هرگونه فقدان رهبری به احتمال بسیار زیاد به شکت منجر می‌شود و هرگونه موفقیت نیز از روی شانس و اقبال بوده. رهبران بزرگ فرهنگی متمرکز ایجاد میکنند که اطمینان حاصل می‌کند از حصول موفقیت به وسیله‌ی پیشرفت در سازماندهی، فرایندها و محصولات.

اگر رهبری یک قول است، مدیریت عمل است. اگر رهبری مقصد است، مدیریت راهنمای مقصد است. اگر رهبری الهام‌بخش است، مدیریت انگیزه است. رهبری جذب می‌کند و مدیریت به سمت هدف می‌برد. و هر دو برای موفقیت الزامی هستند.

امیدوارم این مقاله همان‌قدر که برای من مفید و مقبول بود، برای شما نیز باشد.

احتمالاً تولیدکنندگان متوجه شده‌اند که چرا من اغلب به وظیفه، به عنوان “رهبری تولید” اشاره داشتم.  در نظر داشته باشید که یک رهبر تولید نیاز دارد که در هر دو زمینه‌ی فراهم آوردن یک رهبری انگیزه‌بخش به تیم و مدیریت تولید، قوی عمل کند.

منبع: svpg.com

برای مطالعه مقاله اصلی می توانید اینجا را کلیک کنید.

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *