problem with cordinator
حل مشکلات با مدیران میانی،حل همه چیز
۱۳ شهریور ۱۳۹۵
how to negotiate with a liar
چطور با یک دروغگو مذاکره کنیم؟
۳ مهر ۱۳۹۵

“کوچک فکر  کنید” شعار کمپین تبلیغاتی شرکت فولکس واگن در دهه ۱۹۶۰ بود. این شعار فروش خودروهای بیتل(نوعی خودروی کوچک) را بسیار بالا برد.

این مشخص می‌کند که بزرگتر بودن همیشه بهتر نیست. جالبتر این است که بدانید با این وجود شرکت کوچکی بودن، می تواند شما را در تجارت بزرگتر کند.

small-business-tips

اشتیاق عظیم بودن

بیشتر کارآفرینان دوست دارند شرکت خود را گسترش دهند، و بعضیهایشان رویاهای خیلی بزرگی دارند. دستیابی به موفقیت – دیدن بزرگ شدن شرکتی که خودتان از هیچ ساخته‌اید – یک خواسته‌ی طبیعی است. درآمدهای بالاتر نشان دهنده‌ی موفقیت های بیشتر است. همچنین ایده‌ی خوبی وجود دارد که مشتریان و سرمایه‌گذاران به شرکتهای بزرگتر بیشتر اعتماد میکنند، پس گسترش شرکت راه را باز می کند تا حتی بیشتر شرکت خود را گسترش دهید.

اما، شرکتهای بزرگ هم مشکلات خود را دارند. هر چقدر شرکتی بیشتر گسترش پیدا کند ، انعطاف‌ناپذیرتر می‌شود، مشتری‌مداری خود را از دست می‌دهد، و تا حدی به سرمایه گذاران خود بی‌تفاوت می شود. جنبه‌های مثبت کوچک بودن – مثل زرنگی، صرفه جویی و پاسخگویی – که به رشد شرکتها کمک می کنند معمولا اولین جنبه‌هایی هستند که بعد از گسترش شرکت از بین می‌روند. کوچک بودن کمک می‌کند بزرگ شوید، و در مقابل آن چه که بزرگ شدن را امکان پذیر می سازد را از بین می برد.

 

کوچک ماندن داخلی شرکت

در حالت ایده آل، شما تمایل دارید کوچک بمانید و به رشد کردن ادامه دهید و این امکان پذیر است. نکته اصلی اینجاست که شرکت بزرگتر می شود اما شما در طرز فکر و فعالیت‌های خود کوچک میمانید.

درون هر شرکت بزرگی، شرکت کوچکی هست که برای خروج خود تقلا میکند. وقتی قوانین، سیاست‌ها و فرآیندها کوتاه و ساده هستند، کارکنان بهتر کار میکنند. از طرفی وقتی مشتریان سرویس مشتری‌دهی بهتری را تجربه می‌کنند خوشحالتر هستند و سازمان ها نیز وقتی که اجزای متحرک شرکت (دپارتمانها، بخشها، رتبه‌های مدیریتی) کمتر است، بهتر کار میکنند.

همانطوری که تجارت خود را گسترش میدهید، مثل یک شرکت کوچک فکر کنید. مشتری مدار بمانید، و با کارکنان و سرمایه‌گذاران خوب برخورد کنید. حتی بزرگترین شرکت ها – بزرگ در درآمد، تعداد کارکنان یا سرمایه – میتوانند فرهنگی را حفظ کنند که روی یک ماموریت تمرکز میکند و کوچکترین، سریعترین و ارزانترین راه دسترسی به اهداف را پیدا میکند.

با کاهش بوروکراسی شروع کنید.

بوروکراسی وجود دارد تا مردم را از انجام کارهای احمقانه باز دارد. آدمهای باهوش را استخدام کنید، به آنها دستورالعملهای ساده دهید، و مطمئن باشید آنها خیلی خوب عمل خواهند کرد.

سازمان را مسطح کنید.

هر رتبه‌ی مدیریتی، در نحوه‌ی نگاه سازمان به ماموریت مشترک و تعداد افراد تصمیم گیرنده در هر حرکت اعوجاج ایجاد میکند. چارت سازمانی مسطح‌تر، کوچک است، و کوچک زیباست.

شرکت را به بخشهای واقعی تقسیم کنید.

وجود بخش‌ها در شرکت ضروری است، اما هر کدام وسوسه انجام کارهای بیهوده را بیشتر میکند. تعداد بخشها باید کمترین حد ممکن باشد، و هر کدام باید نقش مجزا و غیر مشترکی در انجام ماموریت سازمان داشته باشد.

تا جایی که میتوانید سازمان کوچکتری شوید.

در یک برهه‌ی زمانی، افزایش کارکنان، بیشتر از مشکلاتی که حل میکند مشکل به وجود می‌آورد. کار کردن با افراد کمتر به شرکت ثبات میبخشد و همه را فرز نگه میدارد.

من تمام اینها را در میکرِل انجام دادم، شرکتی که در آن ۳۷ سال مدیرعامل بودم – از وقتی که تاسیس شد تا وقتی که فروخته شد – و این روش خیلی خوب کار کرد. یک مشتری، ما را بزرگترین شرکت کوچکی که می‌شناخت توصیف کرد. همه‌ی مشتریانِ ما حس می‌کردند که هر بار با آنها خوب برخورد می‌شود. ما سخت کار کردیم، اما موفقیتهای عظیمی مثل سودآوری مداوم شرکت را به دست آوردیم.

از بزرگ شدن لذت ببرید، اما کوچک بودن را دوست داشته باشید.

لینک مقاله اصلی

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *