AI in fintech
کاربرد هوش مصنوعی در خدمات مالی(قسمت اول)
۹ آبان ۱۳۹۵

مهاجمان کم‌هزینه مشتریان را در بخش‌های سودآور این حوزه مورد هدف قرار داده‌اند!

ظهور نوآوران دیجیتال در خدمات مالی تهدید قابل‌توجهی را متوجه مدل کسب‌وکار سنتی بانک‌های جزء کرده است. ازلحاظ تاریخی، بانک‌ها با ترکیب کسب‌وکارهای مختلف، مانند تأمین مالی، سرمایه‌گذاری و معاملات که در درازمدت نیازهای مالی گسترده مشتریان را تأمین می‌کند، ارزش خلق کرده‌اند. ارائه خدمات عمومی همانند چک کردن حساب با هزینه کم و همچنین آنچه به‌اصطلاح رابطه مستحکم با مشتری خوانده می‌شود به بانک‌ها اجازه می‌دهد تا حاشیه سود مناسبی از حوزه‌های دیگر همچون مدیریت سرمایه‌گذاری، هزینه‌های کارت‌های اعتباری و یا معاملات ارزی خارجی به دست آورند.

برای درک بهتر چگونگی تأثیر این مهاجمان بر روی اقتصاد بانک‌ها، ما اجزاء فروش و وام را از اجزاء ترازنامه و قراردادهای تمام محصولات بانکی جدا می‌کنیم. تحقیقات ما نشان می‌دهد که ۵۹ درصد از جریان درآمد بانک‌ها به‌طور خالص از اجرت مربوط به محصولاتشان مانند مشاوره و یا پرداخت‌ها علاوه بر قسمت‌های وام و فروش و توزیع مربوط به محصولات ترازنامه مانند وام و سپرده به دست می‌آید. در این حوزه‌ها، بازده دارائی به‌طور متوسط ۲۲ درصد می‌باشد که بسیار جذاب است و بسیار بالاتر از بازده دارائی ۶ درصد از قسمت‌های مربوط به قراردادهای ترازنامه (مانند وام) که هزینه‌های عملیاتی و سرمایه بالایی نیز نیاز دارند، می‌باشد.

استارتاپ‌های دیجیتال (فین تک) علاوه بر شرکت‌های تکنولوژی غیر بانکی در خرده‌فروشی الکترونیک، رسانه و بخش‌های دیگر، می‌توانند از این عدم تطابق در مدل کسب‌وکار بانکداری بسیار بهره ببرند. پیشرفت‌های فن‌آوری و تغییرات در رفتار مصرف‌کنندگان این شانس را به مهاجمان می‌دهد که کشش بسیار قوی که بانک‌ها در خصوص مشتریانشان دارند را تضعیف کنند. بسیاری از این رقبا امیدوارند بتوانند این روابط را بشکنند و به قسمت‌های با ROE بالاتر در زنجیره ارزش اعطای وام و فروش دست پیدا کنند و قسمت‌های اصلی از مدیریت دارائی و بدهی را برای بانک‌ها باقی بگذارند. این نکته بسیار مهم است که بازیکنان فین تک (چه استارتاپ‌ها و چه Tencent) نمی‌خواهند بانک باشند و از مشتریان نمی‌خواهند همه فعالیت‌های مالی خود را به‌یک‌باره انتقال دهند. در عوض آن‌ها خدمات هدفمند (و آسان‌تر) را ارائه می‌کنند. زیرساخت‌های دیجیتال جدید اغلب به مشتریان این امکان را می‌دهند که برای مثال به‌سادگی و بی‌هیچ زحمتی حساب باز کنند. در بسیاری از موارد، به‌محض اینکه فردی یک حساب کاربری داشته باشد با یک کلیک می‌توانند بین ارائه‌دهندگان مختلف گذر کنند.

پلتفرم‌هایی همچون NerdWallet (در ایالات‌متحده) و یا BankBazaar.com در هند همه خدمات پیشنهادی مربوط به وام، کارت‌های اعتباری، سپرده، بیمه و غیره را از بانک‌های مختلف جمع می‌کنند و از بانک‌ها بابت ایجاد کسب‌وکارهای جدید پول دریافت می‌کنند. Wealthfront نسل جدید هزینه گریز را که نرم‌افزارهای خودکار را به مشاوران انسانی ترجیح می‌دهند را هدف قرار داده است. Lending Home خریداران املاک که قصدشان خرید به‌منظور سرمایه‌گذاری می‌باشد و به دنبال املاک وام‌دار با ارزش شتاب گیرنده در طول زمان هستند را مورد هدف قرار داده است. Moneysupermarket.com کارش را تنها با یک محصول (وام مسکن) آغاز کرد و امروزه نه‌تنها گستره وسیعی از محصولات مالی را ارائه می‌کند بلکه به‌عنوان یک پلتفرم برای خرید سرویس‌های مخابراتی و سفری و حتی انرژی عمل می‌کند.

در سراسر چشم‌انداز ظهور فین تک، مستعدترین مشتریان را جوانان نسل جدید، کسب‌وکارهای کوچک و کسانی که دسترسی مناسب به خدمات بانکی ندارند تشکیل می‌دهند، سه‌بخشی که نسبت به هزینه‌ها و ارتقا تجربه کاربری که ارائه و توزیع دیجیتال استطاعت آن‌ را دارد، حساس هستند. برای مثال، Alipay سرویس پرداخت چینی (یک واحد از غول تجارت الکترونیک علی‌بابا)، خدمات مالی آنلاین را با تبدیل استراتژی‌های سپرده‌گذاری به بازی و مقایسه نتایج کاربران با یکدیگر، ساده‌تر و ملموس‌تر می‌کند. همچنین با اضافه کردن پیام‌های صوتی و آیکون‌های شکلک، انتقال وجه فردبه‌فرد را بسیار جذاب‌تر کرده‌ است.

ازنظر متصدیان این حوزه، استارتاپ‌های فین تک نوظهور در شرکت‌ها و سرمایه‌گذاری‌های بانکی (شامل مدیریت دارائی و پول نقد) کمتر از نوآوران حوزه خرده‌فروشی‌ها اخلال ایجاد کرده‌اند. یک تحلیل جدید McKinsey نشان می‌دهد بیشتر استارتاپ‌های پیشگام این حوزه به‌خصوص آن‌هایی که در چند سال اخیر تأسیس‌شده‌اند، به‌طور مستقیم به بانک‌ها خدمت می‌کنند و به دنبال بهبود فرایندهای یک یا چند قسمت از زنجیره ارزش بانکداری می‌باشند.

بسیاری از مهاجمان موفق در شرکت‌ها و سرمایه‌گذاری‌های بانکی، علاوه بر برخی از آن‌ها در بانکداری جزء در حال پذیرش “همرقابتی” و پیدا کردن راهی برای شراکت در بانکداری سنتی هستند. این نوع استارتاپ‌های فین تک در حال کنار گذاشتن اساس بانکداری متکی بر مؤسسات تأسیس‌شده و ترازنامه‌های آن‌ها برای دادن وام و یا استحکام بخشیدن به پرداخت‌ها برای صدور کارت‌های اعتباری و یا مبادلات ارزی خارجی، می‌باشند. با خدمات بسیار اتوماسیون شده، قابل‌سنجش، بر پایه نرم‌افزار و بدون هزینه‌های توزیع فیزیکی، (مانند شبکه‌های شعبه)، این مهاجمان یک مزیت بسیار خوب در مورد هزینه‌ها به دست می‌آورند و به این دلیل اغلب پیشنهادهای بهتری نسبت به آنچه وب‌سایت بانک‌ها دارند، ارائه می‌دهند. آن‌ها از تحلیل‌های پیشرفته داده برای سنجش اعتبار و همچنین از شبکه‌های اجتماعی برای رصد تغیر رفتار مشتریان استفاده می‌کنند.

مهاجمان هنوز هم می‌بایست بر مزایای بانک‌های سنتی غلبه کنند و مشتریان آن‌ها را جذب کنند. علاوه بر این، بیشتر استارتاپ‌های فین تک، تحت نظارت اداره‌های قانون‌گذاری باقی می‌مانند، اما با رسیدن به مقیاس معناداری جلب‌توجه خواهند کرد. پاداش موفقیت‌های دیجیتال بسیار بزرگ است. به دست آوردن حتی یک بخش کوچک از سود یک میلیارد دلاری بانکداری بازده عظیمی برای صاحبان و سرمایه‌گذاران این استارتاپ‌ها به همراه دارد. به همین دلیل تعجبی ندارد که امروز بیش از ۱۲۰۰۰ عدد از این استارتاپ‌ها وجود دارند.

 

لینک مقاله اصلی

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *