اخراج کارمندان
راه درست اخراج کردن کارمندان
۷ دی ۱۳۹۵
financial plan
مدل مالی استارتاپ
۷ اسفند ۱۳۹۵

رییس کردیت سوییس چگونگی نوآوری دیجیتال که به نتایج غیر منتظره منجر می شود را توضیح می دهد.

دیجیتال کردن قدرت این را دارد که تمام صنایع را دگرگون کند. نه تنها در خدمات بانکی، جاییکه نوآوری تکنولوژیک در میان نیروهایی بوده‌اند که موجب موج‌های اخیر تغییرات عمیق شده است. متصدیان مشغول بازسازی سیستم مالی شده‌اند و آن را با قوانین جدید و قواعد به‌وجود‌ آمده در پی بحران مالی سال ۲۰۰۸ تطابق داده‌اند. در همین حال استارتاپ‌های فین‌تک به سرعت از حاشیه این بخش به سمت هسته اصلی آن حرکت می‌کنند. در سال ۲۰۱۵، سرمایه‌گذاری جهانی در شرکت‌های فین‌تک چیزی بالغ بر ۲۰ میلیارد دلار بوده‌است، که تاییدی بر علاقه‌مندی مداوم در صندوق‌های سرمایه‌گذاری خطرپذیر (Venture capital) بوده و فهم این موضوع نیز در میان متصدیان بخش‌های با اهمیت رشد داشته‌است.

پردازش روند اختلال (Disruption) با شروعی آرام، و در ادامه با طوفانی از تغییرات عمیق دنبال شده است. اولین طرح معمولا آسان و قدرتمند است: سرویس‌های اختصاصی قبلی به سمتی پیش می‌روند که در دسترس کاربران وسیعی و بر مبنای روش‌های مشتری پسندتری قرار می‌گیرند. مهم‌ترین نکته ارائه‌دادن پیشنهاداتی است که موجب کم‌کردن قیمت اصلی می‌شود. در این نقطه متصدیان به طور معمول خواسته مشتریان برای محصول یا سرویس بهتر یا سوال درباره توانایی رقیبان برای تولید سود پایدار در محیطی با حاشیه پایین‌تر را رد می‌کنند.

همان‌طور که ما اخیرا در موسیقی، عکاسی و کسب‌وکارهای تلفن همراه مشاهده کرده‌ایم، ایستادگی در برابر عمل‌کردن به کاری می‌تواند کشنده باشد. داستان‌های عبرت‌آموز موجود در این بخش‌ها در شفاف‌سازی چالش‌های موجود در بسیاری از بانک‌ها کمک کرده‌اند. با اینکه زمان به ما خواهد گفت که کدام یک از بخش‌های ساختار بانکی سالم می‌ماند، من ادعا می‌کنم احتمال دارد که این اختلالات بخش‌های جدیدی را برای مشارکت بین استارتاپ‌ها و متصدیان در دوره رقابت شانه به شانه مطرح کند.

نوآوری در پرداخت

تا به حال مهم‌ترین نشانه از نوآوری‌های مخل (disruptive innovation) در سرویس‌های مالی در حوزه پرداخت و وام‌دهی ظاهر شده‌است. به طور سنتی تعداد انگشت شماری از بازیکنان بر این کار چیره شده اند؛ در حال حاضر این دو حوزه بیش از دو سوم فین‌تک جهان به ارزش یک میلیارد دلار را در برگرفته‌اند که به عنوان «تک شاخ» نیز شناخته می‌شوند. مسلما متصدی بانک‌ها لازم نمی‌دانند که به مقدار کافی بر روی حفظ موقعیت برجسته خود سرمایه‌گذاری کنند. به دلایلی که من در زیر توضیح خواهم‌داد، معتقدم که تمایل و توانایی متصدیان و تازه‌واردان برای همکاری با یکدیگر، برای بالابردن رتبه، شانس هر یک از طرفین در موفقیت دراز مدت را تعیین خواهدکرد. در حال حاضر، جدا از تعداد انگشت شمار ویژگی‌های بالا، با توجه به میزان متوسط انجام عرضه اولیه اوراق بهادار، به احتمال زیاد جذب بازیکنان باسابقه جذاب‌ترین روش خروج برای پرداخت‌های فین‌تک می‌باشد. اما مدل‌های متفاوت شراکت در حال توسعه هستند.

نمی‌توان گفت که چشم‌انداز برای متصدیان در راهی مستقیم قرار گرفته است. با توجه به فروش موبایل‌ها، آن‌ها یکی از اصلی‌ترین موارد برای نوآوری در پرداخت هستند. بسیاری از کسب‌وکارهای جوان مانند (San Francisco–based Square)، به دنبال راه‌حل‌هایی برای توسعه قانونی‌کردن تجارت موبایل و تبلت در زمینه پرداخت هستند. این کار نه تنها دنیای کسب‌وکارهای کوچک و تقریبا  همه تجار در بخش‌های کم‌حاشیه را تغییر می‌دهد بلکه همین‌طور روی توسعه سخت‌افزار و کاربرد نهایی نرم‌افزارها تاثیر دارد. بیش از این، بانک‌های خرد زیر فشار ارائه‌دهندگان تکنولوژی بودندکه درحین رقابت برای تسط بر بازار با عدم قطعیت قابل ملاحظه‌ای به منظور شناسایی تکنولوژی‌هایی با قابلیت سرمایه‌گذاری مواجه می‌شدند.

تامین مالی مبتنی بر جمعیت

آنچه به عنوان مخل (disruptive ) در پرداخت اتفاق می‌افتد، اگرچه کمتر در ترم‌های کسب‌و‌کار موفق بوده، تامین مالی و اعطای وام مبتنی بر جمعیت بوده‌است. چندان سخت نیست که دانست چرا این فضای عظیم نوآوری دارای پتانسیل است: در نهایت، نتیجه کلی دفاتر بزرگ و با کارایی پایین و قابلیت‌های داده‌های عظیم با سرمایه‌گذاری کمتر (big data) مانع بزرگی را در مقابل سرمایه متصدیان واسط قرار می‌دهند. با اینکه شناخت نیاز مشتری می‌تواند به مشکل بزرگتری برای رقابت شما در آینده بدل شود، باشگاه ارائه وام(LendingClub  )، پیشتازان بازار جاری در وام‌دهی مبتنی بر همتایان، بر روی کسب کردن اعتبار، صدور صورت حساب و توافقات کلی توجه کمتری را نسبت به کاری که بازیکنان با سابقه این حیطه انجام می‌دهند اختصاص می‌دهند. اما گذشته از این به طور متوسط بیشتر از فعالیت‌های جزیی بانک برای جذب مشتری جدید و به اندازه دیگر وام‌دهندگان در تکنولوژی وقت صرف شده است.

همان‌طور که بعضی بانک‌ها تلاش می‌کنند تا ارائه ترازنامه خود را در قطعات کوچک- و متوسط- کاری کاهش دهند، رویکرد ارزیابی- اعتباری وام‌های فینتک و سرویس وام‌دهی شروع به جذاب شدن نمود. کارکردن در حوزه فین‌تک می‌تواند مطلوب باشد. به نظر من، این امر توضیح می‌دهد که چرا فین‌تک های مبتنی بر جمیعت علی‌رغم شکست در ارائه سودهای معنادار توجه سرمایه گذاران را جلب می‌کنند. براساس گزارش‌های اخیر صنعت، وام‌دهی ۳٫۶ میلیارد دلار از سرمایه‌گذاری در سال ۲۰۱۵ را جذب کرده‌است و همان طور که گفته‌شد باشگاه‌های وام‌دهی با بیش از یک میلیارد دلار رشد، بزرگترین شرکت‌های تازه وارد در عرضه اوراق بهادار در حوزه فین‌تک در سال ۲۰۱۴ بود. با وجود این Madden v. Midland Funding case ، سوالاتی را در مورد آینده اقدامات امنیتی مطمئن با وجود شیوه‌های ناامن وام‌دهی به مشتریان در ایالات متحده را مطرح کرد، و باشگاه‌های وام‌دهی نیمی از ارزش سهام خود را از دست داده و تا حد زیادی روند نزولی پیدا کردند.

ما هم‌چنین تاثیر بیانیه باشگاه‌های وام‌دهی که تقلید از معیارهای Federal Reserve در تصمیم‌گیری نرخ سود می‌باشد – و شامل ۰٫۲۵ درصد رشد نرخ در آخر دسامبر می‌باشد- را نیز مشاهده می‌کنیم. به طور کلی من فرصت‌های زیادی را برای شرکت‌هایی مانند باشگاه‌های وام‌دهی با وجود ریسک بالا مشاهده کردم، آن‌ها باید کسب‌وکار‌های مهم و روش‌های انطباق با مشکلات را پیش از این که بتوانند از تمام پتانسیل خود استفاده کنند را ارائه دهند.

چالش‌هایی که آن‌ها مطرح می‌کنند، چالش‌هایی که با آن مواجه می‌شوند

علاوه بر رقابت‌کردن، کسانی که در حوزه فین‌تک فعالیت می‌کنند با موانع دیگری نیز مواجه می‌شوند. بعضی از مخاصمات اصلی جاری در محیط بازار هستند که به طور معمول کمتر قابل شناسایی هستند. به فضای سرمایه‌گذاری مذکور نگاهی بیندازید؛ یکی از امید بخش‌ترین آن‌ها، بودجه شرکت‌های بزرگ است. این بخش خاص اخیرا در ایالات متحده آمریکا پروش داده شده است – تا حد زیادی این کار از هر نظر بزرگترین سرمایه گذاری در جهان است – باید قدردان تصمیم کمیسون بورس و اوراق بهادار بود که به کسب و کارهای کوچک اجازه تاد تا سقف ۵۰ میلیون دلار از عموم در ارتباط با قانون مشاغل خود را رشد دهند.

این قبیل راه‌اندازی بازارهای سهام کوچک  (mini-IPOs) اولین گام به سوی چالش و نهایتا رهایی از دست بازیکنان کلیدی در کسب و کار سرمایه‌گذاری بانکی است. اما تعدیل‌کننده‌ها هشدار می‌دهند که در معرض قراردادن مصرف‌کنندگان خصوصی می‌تواند ریسک پیچیده‌ای باشد. برای مثال آلمان اخیرا قانونی را وضع کرده‌است که توانایی سرمایه‌گذاران خصوصی را برای شرکت در سرمایه ‌ذاری سهام تا سقف ۱۰۰۰۰ یورو در بعضی از موارد مربوط به درآمد محدود می‌کند. حوزه‌های قضایی ممکن است بیشتر با محدودیت‌های سرمایه‌گذاری مشابه مواجه شوند.

اغلب نوآوران حوزه فین‌تک، به نظر می‌رسد از مزایای نداشتن مجوز بانک لذت می‌برند. به نظر من این امر می‌تواند به یک عامل محدودکننده اصلی منجر شود. برای مثال، به قوانین مبارزه با پول‌شویی در رابطه با ارزهای مجازی توجه کنید که به نادیده‌گرفتن مرزها و معاملات مقرون به صرفه کمک می‌کند. در غیاب واسطه‌ها، احتمال پول‌شویی یا تامین مالی تروریستی کاهش می‌یابد و این موارد شناسایی و گزارش می‌شوند.

تنظیم‌کنندگان هیچ‌گونه تحملی در برابر عدم انطباق با قوانینی که علیه پول‌شویی توسط هر شخص، بانک دارای مجوز و یا غیر از آن ندارند. برای مثال در سال ۲۰۱۵ رمز نگار ارز موجی را به وجود آورد که ۷۰۰۰۰۰ دلار به وسیله مسئولین ایالات متحده آمریکا برای عدم گزارش معاملات مشکوک و موارد دیگر تحت تعقیب جریمه شد. سرمایه‌گذاری‌های اخیر در میان چند مورد کلاه‌برداری نظیر به نظیر سیستم عامل اعطای وام در چین سوالات بیشتری را در مورد مقررات در سطح کسب‌وکارهای جوان به وجود آورده‌است.

در کنار قوانین، نوآوران با مشکلات بیشتری مواجه هستند. یک تناقض مربوط به قدرت مرکزیشان است: تمرکز بر روی نقاط کلیدی مشتری خاص است. در نتیجه آن‌ها معمولا تلاش می‌کنند یک مشکل را حل نمایند اما اغلب این مسائل بیشتر از یک مورد هستند. یک مدل ارزش می‌تواند به طور خود به خودی دارای برتری باشد اما زمانی که به وضعیت مالی مشتری نزدیک شود، وضعیت مشخص می‌شود. برای تمرکز درست نوآوران، به دست‌آوردن دانش چگونگی انجام آن یا گسترش دادن ارزش پیشنهادی، گزینه نادری است. ارائه‌دهندگان چندخدمت مانند بانک‌های بین‌المللی، شاید رهبران نوآوری در هر بخش زنجیره ارزش نباشند. اما آن‌ها این مزیت را دارند که در حال توسعه درکی جامع از وضعیت مشتریان و قابلیت‌های مورد نیاز برای رفع نیازهای مالی مشتری داشته باشند.

مشکلاتی مانند این را نمی‌توان در قالب سوال‌هایی که موج گسترده‌ای از نوآوری‌های بانک‌داری مخل را که به خودی خود به مشتریان و ثروتمندان صنعت به مقدار زیادی سود می‌رسانند را جواب داد. بعضی از چالش‌هایی که نوآوران با آن مواجه شدند، در مدل کسب و کار آن‌ها نهفته است. آن‌ها شک دارند که به رقابت خود با بانک‌ها در برخی جاها ادامه دهند، در حالی که با تکیه بر آن و کار با آن‌ها مشغول هستند. اما چشم انداز من این است که همکاری در نهایت می‌تواند بهبود یابد و گزینه بسیار امیدوار کننده‌ای باشد که به متصدیان اجازه می‌دهد تا فشار استقرار هزینه را کاهش دهند و بهره وری خود را بالا ببرند، آن هم در حالی که به تازه واردان کمک می‌شود تا در بلندمدت بخشی از چشم‌انداز آینده باشند.

لینک مقاله اصلی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *