۱۰ نکته ی استارتاپی که به سختی آموخته شدند

stock_shariifacc
پذیرفته‌شدگان کارگاه «چگونگی ارائه به سرمایه‌گذار»
۲۳ دی ۱۳۹۶
crm_sharifacc
گزارش کارگاه مدیریت ارتباط با مشتری
۲۵ فروردین ۱۳۹۷

ما از سال ۲۰۰۹، زمانی که Fueled را تأسیس کردیم، نکته‌های زیادی از میز ساده خویش آموختیم. در حال حاضر سازمان جهانی موبایل، طراحی و توسعه ما، شرکت خود را در نیویورک، لندن و شیکاگو در اختیار دارد.

 

در حالی که ما در برخی مواقع در طول مسیر ضربه خورده‌ایم، از آنها آموختیم، سازگاری و تلاش کردیم که چگونه Fueled را به یک سازمان پررونق تبدیل کنیم. ما با تعداد زیادی از راهنمایی‌های بدست آمده در طول راه آمده‌ایم. در اینجا ۱۰ مورد از آنها را بیان می‌کنیم.

 

۱) نام تجاری با هدف خاص: ما از روز اول Fueled را تنها به عنوان تلفن همراه اعلام کردیم، و تاکنون بر موج دامنه گسترده تلفن همراه سوار شده‌ایم.  هم چنین سپاس گزاریم که بخش عمده‌ای از کسب و کار جدید را از طریق ارجاعات مشتری و دوستان دریافت کنیم.

 

علاوه بر برنامه‌های تلفن همراه – طراحی وب سایت، نام تجاری، جستجوگرها، ساخت و ساز جامعه – انجام می‌دهیم، اما این برند تجاری و تخصص ما است که مردم را جذب می‌کند.

 

 

سریع عمل کنید: اگر کسی در تیم شما کار نمی‌کند، تازه ابتدای راه است. او ممکن است تیم را ترک کند و شما مجبور شوید روز پنجشنبه و جمعه نیز کار کنید. این کار را انجام دهید، بعداً از ما تشکر می‌کنید.

 

وقتی کسی را استخدام می‌کنیم، به آنها می گوییم که برای یک دوره آزمایشی سه ماهه است. در عرض دو ماه، ما یکبار همه جوانب و روابط دو طرف را بررسی می‌کنیم. این به آنها یک ماه فرصت می‌دهد تا شرایط را بهبود بخشند یا به روال سابقشان ادامه دهند. اگر در پایان سه ماه مشکل اصلی‌ای حل نشده باقی ماند، خداحافظی می‌کنیم. هنگامی کسی با تمام وجود کار نمی‌کند، طرف متقابل هم همین طور رفتار می‌کند.

 

۳) هزینه ثابت را فقط برای پروژه‌های جدا بپردازید: نرخ ساعتی یا پروژه‌ای؟ ما در نهایت تعادل کامل را پیدا کردیم: هزینه‌های ثابت را برای یک مجموعه از نتایج دقیق و جدا با محدوده واضح بپردازیم.

 

هنگامی که یک پروژه در گردش است، ما به یک ساختار با هزینه ثابت برای مقدار مشخصی از کار، تغییر می‌کنیم. برای ما، این معمولاً به معنی ساخت یک برنامه با مجموعه‌ای از ویژگی‌های خاص است. مشتریان می‌دانند چه چیزی پرداخت می‌کنند و ما می دانیم که چه چیزی ارائه می‌دهیم. اگر مشتری ویژگی‌هایی اضافه می‌کند، ما بر روی هزینه‌ها ثابت بیشتر قرار می‌گیریم.

 

۴) پیش پرداخت بگیرید: تا زمانی که پیش پرداخت نگرفته‌اید، شروع به کار نکنید. قطعاً، کار را متوقف کنید. تا زمانی که پولی دریافت نکردید، کاری انجام ندهید.

 

ممکن است احساس کنید این کار گستاخی است، اما هیچ راهی سریع‌تر برای یک شرکت وجود ندارد تا بدهی‌های صورتحساب‌های پرداخت نشده مشتریان خود را بپردازد. ما از مشتریان خود می‌خواهیم که برای هر دوره کاری دو هفته‌ای از پیش پرداخت کنند. اگر آنها پرداخت نمی‌کنند، ما کار نمی‌کنیم.

 

 

۵) دوری از مشتریان ارزان: اگر یک مشتری جدید سعی می‌کند از شما تخفیف زیاد بخواهد، او را نپذیرید.

 

این نسبت عجیب‌وغریب و معکوس: قانون تخفیف. هرچه تخفیف بیشتر باشد یا مزایایی که ما ارائه می‌دهیم، تقاضای مشتریان غیرواقعی‌تر خواهد بود. بنا به دلایلی، مشتریانی که تقاضای تخفیف می‌کنند  هرگز از کار شما خوشحال نخواهند شد، و وقت شمارا تلف می‌کنند.

 

۶) ساخت یک محصول کم سود: مشتریان خود را به ساختن با مواد کمتر ملزم کنید. برخی از مشتریان هنگامی‌که ما برای قرارداد کوچک (که به معنی کمبود پول برای ما است) اصرار می کنیم، تعجب می‌کنند. اما تجربه به ما آموخته است که ساخت شش ماه برنامه با ۱۵۰ صفحه به طور مؤثر یک فاجعه تضمین شده است. در ابتدا بر آنچه حداکثر در هشت هفته می‌توانید انجام دهید، تمرکز کنید. سپس اضافه یا کم کردن ویژگی‌های الزامی اضافی را در یک یا دو هفته توسعه دهید.

 

۷) تعداد زیادی اتاق کنفرانس و کابین تلفن داشته باشید. این نسبت را به خاطر داشته باشید: یک به ۱۱. Fueled تیم نیویورک خود را در The Collected Fueled، یک فضای کاری با ۱۵۰ عضو و ۳۵ استارتاپ، اسکان می‌دهد. ما دریافتیم که نسبت جادویی اتاق کنفرانس به افراد ۱ به ۱۱ است.

 

اتاق‌های کنفرانس بزرگ برای پنج تا هشت نفر عالی هستند، اما استفاده از اتاق کنفرانس یکی از اتاق‌های کنفرانس تلفنی است که توسط یک یا دو عضو انجام می‌شود، بنابراین برای داشتن فضای کارآمد، کابین تلفن یا اتاق کنفرانس کوچک را امتحان کنید.

 

 

۸) مدیریت مشتری و مدیریت فرایند دو شغل متفاوت است. وقتی شروع کردیم، “تولیدکننده” داشتیم، مدیرانی که هر دو روابط مشتری و مدیریت پروژه و محصول را مدیریت می‌کردند. چنان که ما متوجه شدیم که مردم واقعاً در ساختن محصول خوب هستند یا در مدیریت ارتباط با مشتری واقعاً خوب هستند اما در هر دو زمینه خیر.

 

در حال حاضر ما مدیران پروژه و مدیران محصول جداگانه‌ای داریم. چالش بین مهارت‌ها و اولویت‌های مختلف آنها یک درگیری سالم است که یک محصول با کیفیت را به موقع و با بودجه تخصیص یافته تأمین می‌کند.

 

۹) تجربه ارزشمند است. به خصوص در دنیای فناوری، ارزش تجربه، تسلط را آسان می‌کند. ما هنگامی که شروع کردیم، به سمت استعدادهای جوان‌تر نسبت به مجرب‌تر، تعصب داشتیم. فکر می‌کنیم فقط آنها به آموزش می‌دهیم.

 

اما ما بعد از آن آموخته‌ایم که این مساله به شدت مورد توجه قرار گرفته است. به دست آوردن استعدادها و مدیران چاشنی حیاتی برای موفقیت و شادی ما ضروری است و ارزش هر پنی اضافی نیز دارد.

 

۱۰) قبل از خواب با همکاران خود فکر کنید. انسان‌های خلاق و بااستعداد کارهای هیجان انگیز را در محیط‌های سخت انجام می‌دهند. عشق و دیگر اضطراب‌های سختی کار در این محیط اتفاق می افتد.

 

اما در مورد این مسائل با دقت فکر کنید. اگر فلان کار درست نشود چقدر غیرحرفه‌ای است؟ چقدر زمان و تلاش می‌خواهید صرف کنید تا آن را درست کنید؟ آیا شما در معرض خطر از دست دادن یک فرد با ارزش برای شرکت خود هستید؟

 

این ممکن است منطقی باشد که انتظارات را از قبل برآورده کنید، در مورد اینکه ممکن است چه پیامدهایی داشته باشد اگر خوب کار نکنید. در ابتدا، عواقب کار را بسنجید، قبل از این که با همکاران تند مزاج خود درگیر شوید.

 

ما امیدواریم که این راهنمایی‌های حرفه‌ای به شما کمک کند سطح کاری کسب و کار خود را بالا ببرید. اما هر کاری که انجام می‌دهید، تجربه و یادگیری را از متوقف نکنید.

 

در نهایت، اشتیاق ما برای آزمایش و جا به جا کردن مرزها، موفقیت اصلی Fueled بوده است.

 

نویسنده: رایان متزنر

 

برای دیدن منبع، اینجا را کلیک کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *