۹ کاری که مدیران با انجام آن، کارمندان خوبشان را از دست می‌دهند
۷ خرداد ۱۳۹۷
۸ داستان از موفقیت در کارآفرینی
۴ تیر ۱۳۹۷

تشویق یا تنبیه، کدام یک به کارمندان بیشتر انگیزه می دهد؟

 

به گفته Jeremy Bentham فیلسوف قرن هجدهم، درد و لذت در تمامی کارهایی که ما انجام می دهیم، تمام چیزهایی که به زبان می­آوریم و یا همه چیزهایی که به آن فکر می کنیم، وجود دارند و ما را کنترل می­ کنند.

 

علوم مغز و اعصاب­ شناسی مدرن از شهود Bentham  حمایت می کنند. دستگاه لیمبیک مغز ما که در ایجاد عواطف و احساسات و انگیزه­های ما، نقش مهمی دارد، وظیفه طرح ریزی بخش­ های دیگر مغز، اثر­گذاری بر هرجنبه از وجود ما از توانایی یادگیری تا افرای که با آنها دوست می شویم و تصمیماتی که می گیریم، را بر عهده دارد.

 

جای تعجب نیست که ما برای انگیزه­ بخشیدن به مردم، سعی در تحریک لذت آنها از طریق وعده ­دادن جوایز و پاداش، داریم (برای مثال انعام، ارتقای شغلی، بازخورد مثبت و به رسمیت شناختن آنها در انظار عمومی). همچنین ما تلاش می کنیم که آنها را از درد و رنج ناشی از مجازات و تنبیه هشدار دهیم (مانند تنزل رتبه، بازخوردهای منفی و ایجاد احساس حقارت در آنها در انظار عمومی)، اما چیزی که هنوز مبهم است این است که از چه چیزی استفاده کنیم; تشویق یا تنبیه و در چه زمانی؟

 

 

یک بررسی انجام شده در بیمارستان ایالتی نیویورک، تا حدی پاسخ را روشن کرده است. هدف بررسی، افزایش میزان شستن دست­ ها توسط کارکنان پزشکی به دلیل اهمیت رعایت اصول بهداشتی در جلوگیری از شیوع بیماری ها بود.کارکنان پزشکی به طور­ مرتب درباره این موضوع، هشدار داده می شوند و همچنین عواقب عدم رعایت این اصول اغلب در کنار مخزن های ژل های بهداشتی قرار گرفته ­­است. دوربین­ هایی که در کنار هر سینک و مخزن­های شست­ و شوی دست، در بخش­ های مراقبت­ های ویژه نصب شده­ اند، نشان داده­ اند که تنها ۱۰% کارکنان پزشکی، دست­ های خود را قبل و بعد از وارد شدن به اتاق بیماران می شویند. اقدام انجام شده در این زمینه به صورت زیر بود:یک برد الکتریکی در راهروی بخش مراقبت­ های ویژه نصب شده بود که به کارکنان خود، بازخوردهای فوری می داد. هربار که آنها دست­ های خود را می­ شستند، این برد یک جمله مثبت مانند(آفرین) نمایان می کرد و نمره بهداشت دست ها افزایش می­ یافت. نرخ پذیرش و انجام دادن این عمل به سرعت بالا رفت و در طول ۴ هفته به ۹۰% رسید. این نتیجه در یک بخش دیگر بیمارستان نیز تکرار شد.

 

 

چرا این اقدام به نتیجه خوبی رسید؟ این بررسی عمومیت بیشتری نسبت به شست ­و شوی دست ها داشت. ویژگی برجسته این برد الکتریکی این بود که محققان به­ جای استفاده از تهدید پخش ­شدن این بیماری که نگرشی رایج و عادی در این موقعیت است، راهکاری مثبت را انتخاب کردند. هربار که یکی از کارمندان، دست­های خود را می شست، به سرعت یک بازخورد مثبت دریافت می کرد. بازخوردهای مثبت، یک سیگنال را در مغز ایجاد می کنند که باعث تقویت کاری که مسبب این سیگنال شده­ است، می گردند و همچنین احتمال اینکه در آینده دوباره آن عمل تکرار شود را بیشتر می کند. اما چرا این بازخورد مثبت کم ­اهمیت، انگیزه قوی­ تری از احتمال پخش­ شدن بیماری که امری خطرناک است، ایجاد کرد؟

 

شاید به نظر عجیب بیاید، اما این نتیجه به خوبی با چیزی که ما درباره مغز انسان می دانیم سازگار است. علوم مغز و اعصاب­ شناسی بر این باور است که وقتی به سراغ کارهای انگیزه­ بخش می رویم (مانند مجبور ساختن افراد برای کار کردن در زمان های طولانی یا تولید محتوای گزارش ها) پاداش دادن موثرتر ­از تنبیه­ کردن عمل می کند. اما معکوس آن نیز زمانی صحیح است که می خواهیم افراد را از انجام کاری بازداریم(برای مثال منع­ کردن پخش اطلاعات خاصی یا استفاده از منابع شخصی سازمان برای اهداف شخصی) در این موارد تنبیه­ کردن موثرتر است. دلیل آن به مشخصه ­های جهانی که درآن زندگی می کنیم، بستگی دارد.

 

وقتی می خواهیم افراد کاری را انجام دهند، پاداش دادن موثرتر از تهدید به تنبیه است، و وقتی می خواهیم آن ها را از انجام کاری بازداریم، تنبیه کردن موثرتر است.

 

برای به­ دست­ آوردن پاداش، خواه یک برش از یک کیک گیلاس، یا مثلا یک شخص محبوب بودن و یا گرفتن ارتقای شغلی، ما معمولا نیاز به عمل کردن داریم تا به آن نزدیک شویم. بنابراین مغز ما این گونه نتیجه ­گیری کرده است که با محیطی سازگار شود که بهترین راه برای به دست آوردن پاداش، عمل کردن است. وقتی ما انتظار یک چیز خوب را داریم، ذهن ما سیگنال(GO) را ایجاد می کند. این سیگنال که توسط نورون­ های دوپامینرژیک که در مغز میانی ما قرار گرفته است، ایجاد می شود از طریق مغز انسان به سمت کورتکس که اقدا­م­ های ما را کنترل می کند، حرکت می کند. به طور متضاد، به منظور دوری کردن از چیزهای بد مانند سم، آب های عمیق، آدم های غیرقابل اعتماد و … ما معمولا نیاز داریم که کاری انجام ندهیم، بنابراین ذهن ما با شرایطی سازگار شده است که در آن اغلب(نه همیشه) بهترین راه برای جلوگیری از آسیب ندیدن، جلوگیری از انجام دادن آن کار است. وقتی ما چیز بدی را پیش ­بینی می کنیم، ذهن ما یک سیگنال (Not Go) را ایجاد می کند. این سیگنال از مغز میانی ما آغاز می شود و به سمت کورتکس حرکت می کند، اما برعکس سیگنال های (Go) از اقدام ما جلوگیری می کنند و گاهی ­اوقات باعث می شود تمامی کارهای ما متوقف شوند(حتی در موقعیت­ هایی که خطر واقعی حتمی است، پاسخ ’متوقف ساختن’ ما بر راه­ حل فرار کردن یا جنگیدن پیشی می گیرد.) این عدم تقارن به طور جزئی روشن می سازد که چرا بازخورد مثبت برد الکتریکی در انگیزه بخشیدن به کارکنان بخش پزشکی برای شستن دست هایشان بیشتر از تهدید بیمار ساختن خود و دیگران در صورت انجام ندادن این کار موثر بود. دلایل دیگری مانند انگیزه های اجتماعی نیز وجود دارد که در اینجا پوشش داده نشده اند.

 

نتایج بررسی های دیگر اثبات می کند که ما چگونه از نظر زیستی شکل گرفته ایم که انتظار دریافت پاداش سبب اقدام کردن ما می شود. در یک آزمایش که توسط Marc Guitart Masip در حوزه مغز و اعصاب انجام شده بود، من و افراد دیگری که در این زمینه همکاری کرده بودیم، متوجه شدیم که داوطلبان در فشار دادن دکمه (که یک اقدام و عمل تلقی می شود)، زمانی که به آنها یک دلار پیشنهاد می کردیم (انتظار پاداش داشتن) نسبت به زمانی که از آنها می خواستیم دکمه را به منظور از دست ندادن آن یک دلار فشار دهند (انتظار مجازات و تنبیه) سریع تر عمل می کردند. با این حال زمانی که از آن ها خواسته شد که برای از دست ندادن یک دلار، دکمه ای را فشار ندهند(اقدامی انجام ندهند) عملکرد بهتری نسبت به زمانی که یک دلار به آنها پیشنهاد شده بود، داشتند. در مورد دوم آنها گاهی اوقات به طور غریزی دکمه را فشار می دادند.

 

 

بنابراین زمانی که می خواهیم نتایج اساسی این بررسی را به موقعیت های مشابه در دنیای واقعی تعمیم بدهیم، باید احتیاط کنیم. این گونه به نظر می رسد که ایجاد انتظار مثبت در بقیه(مانند تصدیق هفتگی کارآمدترین کارمند در وبسایت شرکت) تاثیر بیشتری در انگیزه بخشیدن به افراد نسبت به تهدید کردن آنها به خاطر عملکرد ضعیفشان از طریق تنزل رتبه یا کاهش حقوق دارد. ترس و اضطراب باعث می شود که ما بیشتر کنار بکشیم و تسلیم شویم به جای اینکه اقدام کنیم و آن را ارتقا دهیم. با این تصور، بررسی ها نشان می دهند که دادن پاداش­ های مالی کم برای ورزش کردن یا غذای سالم خوردن، نسبت به هشدارهایی مبنی بر چاقی مفرط و بیماری در تغییر رفتار افراد  بیشتر تاثیرگذار بوده است.

 

این دلیل دیگری است که چرا هشدارها اغلب اوقات اثرات محدودتری دارند. تحقیقات ما نشان داده است که ذهن ما اطلاعات مثبت را بهتر  از اطلاعات منفی رمزگذاری می کند. در حقیقت مردم اغلب فرض می کنند که اطلاعات منفی به آنها ارتباطی ندارد، اما اطلاعات مثبت با آنها مرتبط است و این مطلب یک بینش خوش بینانه ایجاد می کند. وقتی ما به دیگران اطلاع دادیم که تصمیمات پایین تر از حد مطلوب بگیرند، به طور ناخودآگاه در ذهنمان به سمت جلو حرکت کردیم و شکست آنها را تجسم نمودیم، که منجر می شد که به آنها درباره اتفاق ناگواری که خیال بافی کرده بودیم، هشدار دهیم. اما چیزی که نتیجه بررسی به ما پیشنهاد می کند این است که ما باید آگاهانه بر عادت ترساندن افراد برای اقدام نکردن غلبه کنیم و به جای آن پاداش هایی که با رسیدن به هدف هایشان بدست می آورند را برای آنها برجسته کنیم.

 

 

برای دیدن منبع، اینجا را کلیک کنید.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *