چگونه استارتاپ سخت افزاری بسازیم؟

چطور یک کارمند منفی نگر را مدیریت کنیم؟
۱۳ تیر ۱۳۹۷

سخت افزار حوزه سختی است. استارتاپ های سخت افزاری برای ورود سخت تر هستند. خبر خوب این که یک جنبش نوآوری در نمونه سازی های سریع به وجود آمده است. ۳D پرینت و پلت فرم هایی ساخته شده اند که توسعه حوزه سخت افزاری را با سرعت توسعه اینترنتی (حوزه نرم افزاری) به پیش می برند.

ما تصمیم گرفتیم شرکتمان را ۴ سال پیش به تنهایی راه اندازی کنیم تا ثابت کنیم بازار واقعی برای محصول ما وجود دارد درابتدا ما باید نسخه آلفا را با تکیه بر دانش خودمان و با کمی صرف زمان می ساختیم. ولی ما با استفاده از متدهای لین استارتاپ و تکنیک های توسعه چابک توانستیم از موانع و سختی ها عبورکنیم و هدف خود را ببینیم در شرایطی که کاملا به خودمان تکیه کرده بودیم. آیا حرکت درستی بود؟ تمام مدت این سوال رو می پرسیدیم اما مطمئنا اوقات خیلی جذاب و خوبی بود.

 

چرا سخت افزار ناب lean hardware؟

 

استفاده کردن از متد لین استارتاپ بهترین راه حلی هست که از تجربه های سنگین جلوگیری می کند. در استارتاپ های سخت افزاری این موضوع خیلی مهم تر هم هست. به عنوان یک سازنده خیلی راحت است به صورت مستقیم برویم سمت طراحی و اجرا اما ممکن است یک اشتباه در تعریف اولیه کار صدمه ای بزند و تعمیر دوباره آن خیلی سخت تر است.(خیلی سخت تر از نرم افزار)

در این مسیر با ما همراه باشید ما با تکرار سریع چرخه یادگیری، ساخت و اندازه گیری پیش می رویم. هدف از هر تکرار بیشترین یادگیری از کمترین تلاش است. تصمیم بگیرید معیار اندازه گیریتان را چه چیزی قرار می دهید نظرات و بازخوردها را جمع کنید خلاصه کنید و به جلو بروید

 

 

.

گام اول: تحقیق

اولین نکته اصلی از متد لین استارتاپ درباره تکنولوژِی محصول و دانش شماست. استفاده کردن از محصول شما چقدر برای مصرف کنندگان جالب است؟ فهم این موضوع برای مهندسین سخت است اما در ساخت یک محصول جواب به ۳ پرسش به فهم شما نسبت به این موضوع کمک می کند:

محصول شما چیست؟

چه کسی آن را می خواهد بخرد؟

چرا باید آن را بخرند؟

حالا از خودتان بپرسید سریع ترین مسیر برای رسیدن به جواب این سوالات چیست؟

حتما، به سمت مشتریان و مصرف کنندگان بالقوه برید. قبل از اینکه احساس کنید جواب این سوالات را می دانید بدون هیچ قضاوتی نمونه اولیه بسازید یا کدی بنویسید. در طی این مرحله شما باید با ۵ نفر (یا ۵۰ نفر بستگی دارد به محصول و مشتریان شما) خیلی سریع مصاحبه داشته باشید ایده خود را اصلاح کنید و شروع کنید به مصاحبه دوباره و این فرایند را تکرار کنید.

با انجام این کار تمام تعصبات خود را از بین خواهید برد و یادگیری خود را افزایش می دهید.

گام دوم: بسازید

در ابتدا شما با در دست داشتن دانشتان می توانید اولین MVP  (Minimum Viable Product ) سخت افزاری خود را بسازید. اما فراموش نکنید ما اینجا هستیم تا یادگیری را افزایش دهیم نه اینکه محصول نهایی را بسازیم. با سوال کردن از خودتان شروع کنید:

شما نیاز دارید که چه چیزی را یاد بگیرید؟

بزرگترین ریسکی که می خواهید کاهش بدهید چیست؟ این ریسک می تواند ریسک تکنولوژی باشد یا ریسک تعاملات با مشتریان.

معیار اندازه گیری شما  برای تایید یا رد فرضیات چیست؟

در طی این مرحله شاید تکرارهای متعددی داشته باشید تا تصویر واضحی از چیزی که می خواهید بسازید  و کسانی که می خواهند از آن استفاده کنند را برای خود ایجاد کنید قانون مهم در این مرحله این است اگر از یک سیم نصب شده از کار افتاده یا نوارهای لوله ای یا قطعات پلاستیکی استفاده نکردید، خیلی دور رفتید! این مرحله زمانی نیست که ظاهر طرح را اصلاح کنید بلکه  باید چیزی باشد که فقط کار کند.

گام سوم: نسخه آلفا

تبریک! شما نمونه اولیه ای کارا دارید و شما تنها کسی هستید که از ظاهر این محصول خجالت می کشید. حال زمان آن است بیرون بروید و بازاریابی کنید.

از کوچکترین موقعیت ها شروع کنید. شانس زیادی برای محصولاتی هست که کار نمی کنند چون می توان وسیله ای را چندین باره جایگزین کرد یا زمان بیشتری برای اثبات ارزشش برای کاربران داشت. از این زمان استفاده کنید و روابط نزدیک تری با مصاحبه شوندگان برقرار کنید اگر خیلی خوش شانس باشید شما شبکه ارتباطی خواهید ساخت که وقتی بخواهید وارد بازار شوید به عنوان پشتوانه و نیروی قدرتی شما خواهند بود.

گام چهارم: نسخه بتا

بعد از آنکه دیتاهای مورد نیاز از تولید (کاربرد، تعاملات و …) و بیزینس خود (امتیازات قیمت، شخصیت مصرف کنندگان و …) را جمع آوری کردید شما آمادگی آن را دارید تا به بررسی مطالبات بیشتر مشتریانتان ادامه دهید.

اکنون زمان آن است تا فرآیند طراحی صنعتی را شروع کنید از نمونه اولیه ای استفاده کنید که در زندگی واقعی با مصرف کنندگان بالقوه کاربرد دارد و مطمئن باشید مشتریان موجود را دربرمی گیرد با سرعت حرکت و تکرار کنید، می توانید برای آزمایش کردن از تکنولوژی های چابکی در نمونه اولیه با طراحی ساده و تست A/B  استفاده کنید. مثل اینکه بخواهید نرم افزاری را اجرا کنید.

شما با کمک یک طراحی ساده وسیله الکترونیکی را ساخته اید که این نمونه بتای محصول شماست. در این مرحله باید تارگت بازار و مشتری های خود را مشخص کنید. مطمئن شوید که مشتری های نمونه بتای شما همان هایی هستند که در تارگت مشتری های خود مشخص کردید این حداکثر یادگیری شما تا این مرحله خواهد بود. اگر می توانید تلاش کنید تا مشارکت ها را افزایش بدهید و این نشانه بزرگی برای اصلاح مسئله/راه کار شماست. اگر آنها بخواهند در این مشارکت شرکت کنند پس حاضر هستند دوباره محصول شما را هم بخرند.

 

گام پنجم:  عکس العمل. اصلاح. بهبود

محصول شما با مشتری های واقعی زنده است شاید احساس می کنید این محصولی را که ساخته اید دوست دارید اما حقیقت آن است که قسمت سخت تازه شروع شده است. مشتریان واقعی مشکلات واقعی را با خود می آورند: خواسته های جدید، موضوع های مورد استفاده جدید، راه های جدید تغییر ظاهر و شکنندگی محصول. (صبر کنید! چرا محصول خود را می خواهید دور بیندازید؟)

مشکلات وجود دارند. می توانید قدرت نفوذ را با وجود روابط دوستانه بسازید و از طرف دیگر یادگیری خود را افزایش و طراحی خود را بهبود ببخشید.

چرا ما از اصطلاح  عکس العمل – اصلاح – بهبود استفاده می کنیم؟

عکس العمل: یعنی سریعترین حالتی که شما می توانید تلاش کنید بفهمید چه اتفاقی می افتد و اشتباهات کامل را پیدا کنید.( حتی اگر مشتری ایرادات نا به جایی می گیرد، اگر به آن فکر نکنید و بی توجه باشید اشتباه شماست.)

اصلاح: پیدا کردن سریعترین راه برای حل این مشکل خاص برای همه مشتریان موجود. (چندین بار، به صورت کامل آن را بررسی کنید)

بهبود: طراحی خود را بهبود دهید تا مطمئن شوید این اتفاق دوباره نمی افتد و مهم تر از آن فرآیندتان را بهبود دهید تا مطمئن شوید مشکلات را قبل از اینکه پیش بیایند فهمیده اید.

در پایان باید روابط دوستانه خیلی خوبی با مشتریان خود داشته باشید زمان درخشش شما فرارسیده، خدمات مشتریان خود را بهبود ببخشید.

در طی این فرآیند از طریق تکرارهای مکرر به سرعت ورژن قدیمی را جایگزین و تجهیزات کاملتری را به محصولتان  بیافزایید. در نگاه اول ممکن هست بی فایده به نظر بیاید اما این طور نیست… این یک پیشرفت است! طراحی نهایی محصولتان زائد خواهد بود تولید هزاران از این محصول فقط برای فهمیدن اینکه هیچ کسی به اندازه کافی تمایل به استفاده از آن ندارد!

گام ششم: رشد کنید

شما طراحی محصول را به وسیله مشتریان و مصرف کنندگان خود تایید کردید و حال زمان ساخت محصول رسیده است. اینجا جایی است که محصول نهایی طراحی شده را قرار می دهید و شروع می کنید به حرکت از مقیاس کوچک به مقیاس بزرگی از تولید.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *