بهترین راه جهت کشف ایده (قسمت اول)

داستان موفقیت ایلان ماسک
۱۳ آذر ۱۳۹۷
بهترین راه جهت کشف ایده (قسمت دوم)
۲۷ آذر ۱۳۹۷

زمان خواندن: ۵ دقیقه

بهترین راه کشف ایده های استارتاپی چیست؟

 

این مقاله به شما کمک خواهد کرد تا به یک ایده‌ی قابل اطمینان استارتاپی دست پیدا کنید.

 

این پروسه به ۵ مرحله تقسیم‌ بندی شده ‌است، و اگر آن را به طور کامل انجام دهید، مسیر توسعه پیش ‌رو از طریق سیستمی طراحی شده است که در طی ۳۰-۴۰ ساعت (حدود یک الی دو هفته) کامل می شود.

 

خلاصه مطالب

  • به پروسه‌ی ایده‌پردازی و ارزیابی ایده‌های خود نظم و جدیت بیشتری اضافه کنید: لیستی از انواع مشتریان بالقوه، کسب‌وکارها و مدل‌های قیمتی را ایجاد کنید.
  • در جایی که این لیست‌ها هم‌پوشانی دارند میزان فرصت‌های موجود را ارزیابی کنید.
  • سپس برج عاجکاری شده‌ خود را بسازید و بهترین ایده‌ای که شامل تامین‌کنندگان، مشتریان و یا کاربران بالقوه است را انتخاب کنید.
  • انجام این فعالیت‌ها می‌تواند احتمال موفقیت شما را افزایش دهد و میزان زمان‌های هدر رفته را کاهش دهد، حتی اگر از ایده‌ی اصلی خود دور باشید.

 

 

پیش‌گفتار

مطمئنا جواب‌های ساده‌ای نیز برای این مسئله وجود دارد، برای مثال، “حوزه‌ای را انتخاب کنید که در آن داد و ستد می‌شود”، “به دنبال یک بازار بزرگ باشید که در طی ۱۰ سال آینده در آن تغییری ایجاد نخواهد شد”، و یا این که “سرگرمی‌های خود را به یک کسب‌وکار تبدیل کنید.” متاسفانه این گونه عبارت‌ها کمکی نمی کند.

 

 هم‌چنین به یاد داشته باشید که اجرای ایده نیز بسیار پراهمیت و بخشِ سخت کار است.

 

۳ مسیر ابتدایی به سمت یک ایده‌ی کسب‌وکاری جدید

  1. ایده‌هایی که ناخودآگاه به ذهن می‌رسند:

این اتفاق زمانی برای شما رخ می‌دهد که در حال حمام‌کردن هستید، رانندگی می‌کنید، با دوستان خود صحبت می‌کنید و یا در وسط یک جلسه به سر می‌برید. نقطه‌ چین ‌های موجود در ذهن شما به یکباره به روشی جدید به یکدیگر مرتبط می‌شوند و شما به یک ایده‌ی جدی دست پیدا می‌کنید… ایده‌ی ناگهانی شما تعجب‌آور و هیجان‌انگیز است و این ایده‌ی جدید روشن  به نظر می‌رسد. شما نمی‌توانید باور کنید که تا پیش از این شخصی به این ایده دست نیافته باشد!

 

 

در نتیجه شما به سمت اینترنت می‌روید و مقداری جست‌وجو انجام می‌دهید… و بیشتر اوقات به نظر می‌رسد که شخصی قبلا به آن فکر کرده‌است. اما، ممکن است بتوانید آن را به شکل بهتری انجام دهید، در نتیجه بیشتر به آن فکر می‌کنید و بعد از یک روز متوجه مشکلاتی می‌شوید. با تعدادی از دوستان معتمد خود این ایده را مطرح می‌کنید و در مورد بسیاری از مسائلی که هنوز به آن فکر نکرده بودید بازخوردی دریافت می‌کنید (شخصی پولی بابت آن پرداخت نمی‌کند، این ایده بازار کوچکی دارد). این مسئله می‌تواند به یک ایده‌ی عالی تبدیل شود، اما شما آن را نمی دانید. شما یک شغل مناسب دارید، و این ایده در یک منطقه اکتشاف نشده است… در نتیجه شما اجازه می‌دهید که آرزوهایتان به آرامی محو شوند. ناراحت نباشید، آن احتمالا یک تصمیم درست بوده ‌است.

 

مقاله مرتبط: ۵ سوال بسیار مهم که باید قبل از آغاز سفر کارآفرینی در نظر بگیرید

 

  1. ایده‌ی داخل سازمانی:

شما شاید ۷ سال اخیر خود را صرف ایجاد یک شرکت نرم‌ افزاری برای خطوط هوایی کرده باشید، و متوجه تعدادی مشکل در محصولات خود شده باشید و یا با مسائلی مانند نحوه مطرح‌کردن خود در بازار مواجه شده‌ باشید. شما این فقدان‌ها و کاستی‌ها را به رئیس خود نسبت می‌دهید، اما اولویت‌ های سازمانی دیگری نیز وجود دارد و تغییری در آن‌ها ایجاد نشده ‌است. و یا این که به این نتیجه رسیده باشید شرکتتان به فروشندگان جهت انجام یک سری از کارها هزینه زیادی پرداخت می‌کند، اما تا به حال کسی از نتایج به دست آمده آن خوشحال نبوده‌است… و شما راهی را پیدا کرده‌اید که می تواند این موارد خواسته‌ شده را با هزینه ‌های کمتری انجام دهد. و یا شاهد این بوده‌اید که شرکتتان یک محصول هیجان‌انگیز جدید را نابود کرده و به بازار عرضه نکرده‌است. نه به این دلیل که آزمایشات انجام شده نشان داده باشد که محصول جدید مطابق علایق و نیازهای مردم نبوده است، بلکه به این دلیل که محصول جدید مطابق ملاحظات سیاسی و یا شروط سازمانی نبوده است.

 

 

شما این فرصت را دارید که آن را به تنهایی انجام دهید، و می توانید راه حلی ارائه دهید. اطلاعات مرتبط بیشتری را جمع‌آوری کنید. با همکاران معتمد و اشخاص مرتبط صنعتی شروع به صحبت کنید. و یک راه‌حل قابل اجرا را برای مشکل خود پیدا کنید. نکته مثبت این است که شما هم‌اکنون در یک فضای کسب‌وکاری مناسب و با دانش کافی قرار دارید… در نتیجه شانس با شما خواهد بود!

 

مقاله مرتبط: به عنوان یک کارآفرین به چه مهارت هایی نیاز دارید؟

 

  1. ایده‌ی کنکاش شده:

در این مورد شما با یک ایده‌ی کسب و کاری شروع نمی‌کنید، شما با یک آرزو جهت ایجاد یک کسب ‌و کار جدید و تبدیل‌شدن به یک کارآفرین شروع می‌کنید. شما ممکن است آمادگی این را داشته باشید که کار خود را ترک کنید و یا این‌که از پشت میز خود کار را شروع کنید… اما شما به دنبال یک ایده‌ی کسب ‌وکار خوب می‌گردید تا آن را دنبال کنید (این می‌تواند یک کسب‌وکار مرتبط با محیط کاری و صنعتی شما باشد).

 

 

در حالی که ممکن است دو مسیر اول به صورت غیر عمد و ناگهانی رخ دهند، قسمت سوم مربوط به اشخاصی است که می‌دانند قصد ایجاد یک شرکت را دارند، اما هنوز ایده‌ی خود را پیدا نکرده‌اند. اگر شما جز گروه سوم هستید، بخش دوم مقاله را اینجا بخوانید!

 

متشکریم که این مقاله را خواندید. اگر پیشنهاد یا انتقادی راجع به مقاله های آینده دارید، خوشحال می شویم آن را در بخش “دیدگاه” با ما درمیان بگذارید.

 

برای دیدن منبع، اینجا را کلیک کنید.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *