بهترین راه جهت کشف ایده (قسمت چهارم)

بهترین راه جهت کشف ایده (قسمت سوم)
۲ بهمن ۱۳۹۷
۱۰ راه برای مدیرانی که می خواهند به جای بدتر کردن مشکلات، آنها را حل کنند
۲۱ بهمن ۱۳۹۷

زمان خواندن: ۹ دقیقه

قسمت اول مقاله را اینجا بخوانید. 

قسمت دوم مقاله را اینجا بخوانید.

قسمت سوم مقاله را اینجا بخوانید.

 

قدم‌ ۵، مرحله‌ی دوم –  با مشتریان بالقوه، رقیبان و شریکان صنعتی که شخصا آن‌ها را نمی‌شناسید صحبت کنید. (۵-۱۰ ساعت)

قبل از این‌که تمامی روح و قلب خود را به سمت یک خطر و ماجراجویی سرازیر کنید، شما باید محیط اطراف خود را که شامل خانواده و دوستان شماست، نسبت به کاری که می‌خواهید انجام دهید مطمئن سازید. آیا این ایده در آینده یک مشکل واقعی از کاربران و مشتریان بالقوه شما را حل خواهد کرد؟ آیا تمایل خواهند داشت تا در ازای به دست آوردن این محصول هزینه‌ای پرداخت کنند؟ و یا حتی کسب‌وکارها بودجه‌ی خرید کالا و یا خدمتی که شما ارائه می‌دهید را خواهند داشت؟ دوباره بیان می‌کنم که این مکانیسم به نوع ایده‌ی کسب‌وکار شما بستگی دارد (برای مثال ایجاد یک رستوران و یا دفتر ارسال کالا یا شرکت بیمه) اما در اینجا چندین دستاورد کلی وجود دارد که من تمایل دارم که آن‌ها را به شما توصیه کنم.

 

 

  • یک بررسی آنلاین انجام دهید.

این کار روش سریعی برای کسب جواب‌های مرتبط از مخاطبان و مشتریان هدف شما است. احتمالا سایت های زیادی برای انجام این کار وجود دارد، اما Google survey نحوه‌ی استفاده‌ی آسانی دارد و این امکان را برای شما فراهم می‌آورد تا به سادگی پاسخ‌های مشتریان هدف خود را محدود کنید (برای مثال مردمی که بیمه‌ی زندگی دریافت می‌کنند). کسب هر یک از این جست‌وجو و بررسی‌ها چند هزار دلاری برای شما هزینه خواهد داشت. راه چاره‌ای که ارزان باشد این است که پستی سوالی مطرح کنید و یا در quora بازخورد بگیرید.

 

  • با مشتریان و مخاطبان بالقوه خود صحبت کنید.

اگر مشتریانی را هدف قرار داده‌اید، کشف کنید که اکثر وقت خود را در چه مناطقی سپری می‌کنند، به آن‌ مکان رفته و از آن‌ها سوال بپرسید (همسایه های مطمئن، کافی‌شاپ، کنسرت، رویداد ورزشی و غیره)

 

اگر کسب‌وکارهای B2C را هدف قرار داده‌اید، به عنوان یک مشتری با آن‌ها صحبت کنید و از آن‌ها تعدادی سوال بپرسید. اگر خرده‌فروشی دارند از آن‌ها خرید کنید تا با پروسه‌ی آن‌ها آشنا شوید.

 

اگر یک کسب‌وکار B2B را هدف قرار داده‌اید به آن‌ها ایمیل بزنید و یا به کنفرانس‌هایی که حضور دارند بروید. سعی کنید یک مصاحبه در جهت کسب اطلاعات با آن‌ها ترتیب دهید و موضوع بحث خود را بر مبنای ایده‌ی مورد نظر خود که قرار است به وسیله‌ی آن صنعت را بهبود داده قرار دهید. و یا یک کار ارزشمندی برای آن‌ها انجام دهید، در نتیجه نیاز به پیشنهادات و تجربیات آن‌ها دارید. افراد خوشحال می‌شوند زمانی که دیگران در مورد تجربیات و موفقیت‌هایشان از آن‌ها سوال می‌کنند.

 

  • با تامین کنندگان صحبت کنید.

این پروسه آسان خواهد بود تا زمانی که شما یک خریدار بالقوه هستید و آن‌ها خواستار کسب‌وکار شما هستند. در مرحله‌ی قبل شما وابستگی‌های خارجی که می‌خواهید با آن‌ها همکاری کنید را نیز شناسایی کردید. آن چیزی که می‌بایست خریداری کنید در مقابل آن چیزی که می‌خواهید ایجاد کنید را مشخص کنید و با چندین فروشنده مرتبط خود ملاقاتی را ترتیب دهید.

 

 

شما باید فرضیات خود را تشخیص دهید، و زمانی که جزئیات زیادی همانند اطلاعات قیمتی و نحوه‌ی برطرف کردن محدودیت‌‌ها در وبسایت آن‌ها در دسترس است، بهتر است به آن‌ها ایمیل بزنید و در مورد جزئیات سوال کنید. تلاش کنید که در رابطه با هر کالا با بیش از یک تامین کننده صحبت کنید، در نتیجه شما می‌توانید قیمت‌ها را با هم مقایسه کنید و تفاوت‌ها وشباهت‌های آن‌ها را مشاهده کنید، که این اطلاعات می‌تواند دانش بسیاری را در رابطه با شرکت برای شما فراهم آورد.

 

  • مرحله اختیاری – قبل از این‌که چیزی برای فروش داشته باشید شروع به فروختن کنید.

بعضی از اشخاص این اقدام را “Smokescreen test” می‌نامند و مکانیزم پیاده‌سازی آن به ایده‌ی کسب‌وکار شما بستگی دارد. در بسیاری از موارد امکان عملیاتی‌کردن آن وجود ندارد، تا این‌که بر روی ایده‌ی نهایی خود کار کنید.

 

B2C – اگر مشتریان را هدف قرار داده‌اید می‌توانید از طریق گوگل و یا فیسبوک در صفحات تبلیغاتی آن را انجام دهید.

 

B2B – اگر به صورت یک کسب‌وکار در حال فعالیت هستند، در نتیجه تعدادی ایمیل را به مشتریان بالقوه ارسال کنید (می‌توانید به صورت آنلاین ایمیل‌های آن‌ها را پیدا کنید) و در داخل ایمیل یک پیشنهاد همراه با قیمت مورد نظر خود را در آن وارد کنید. به قیمت‌ها تنوع دهید و یا جزئیات بیشتری آن را به آن‌ها پیشنهاد دهید. احتمالا تعدادی از آن‌ها پاسخ خواهند داد، و دنبال کنید که این مشتریان به چه نحوی پاسخ می‌دهند. تلاش کنید اگر امکان آن فراهم بود با یکی یا دو تا  از آن‌ها به صورت تلفنی صحبت کنید. در مورد سوالاتی که می‌پرسند اطلاعات جمع‌آوری کنید، و دلایل این‌که عقب کشیده و یا خرید نمی‌کنند چه چیزهایی می‌تواند باشد و بررسی کنید که آیا قیمت‌ها از نظر آن‌ها منطقی است و یا خیر. اگر شخصی خواستار کالا و یا خدمتی باشد که شما ارائه می‌دهید، پس شما احتمالا مشتری اول خود را به دست آورده‌اید، اگر بتوانید کالای خود را سریعا برای او ارسال کنید.

 

قدم ۵، مرحله سوم – یک برنامه‌ی کسب‌وکار خلاصه و مفید بنویسید. (۷-۱۰ ساعت)

وقت زیادی را صرف کار کردن بر روی اجزای مختلف هر یک از این ایده‌ها کرده‌ایم، در حال حاضر زمان آن رسیده است که به عقب برگردید و از بالا به آن نگاه کنید. تمامی تفکرات و تحقیقات خود را در رابطه با هر یک از ایده‌های مطرح کرده که به نظر می‌رسد هنوز ارزش دنبال کردن دارند را در یک برنامه‌ی کسب‌وکار به صورت خلاصه‌وار وارد کنید. اگر با انجام فعالیت‌ها در مراحل قبل به نظر رسید که یک ایده ارزش وقت صرف کردن ندارد آن را حذف کنید.

 

یک طرح پیشنهادی وجود دارد.  سعی کنید آن‌ها را به دو و یا سه صفحه محدود کنید و بیشتر از ۳ ساعت بر روی هر ایده وقت صرف نکنید:

صفحه اول

یک خط توضیح در مورد ایده:

مثال: صنایع لوییس نرم‌افزارهای مدیریت مشتری را برای نمایندگی‌های مجاز فروش وسایل موتوری توسعه خواهد داد. در نتیجه آن‌ها می‌توانند وفاداری و اعتبار را نسبت به محصولات فروخته شده افزایش دهند و خدمات بیشتری را ارائه کرده و تجهیزات فروخته شده به مشتریان را به روز کنند.

 

توصیف محصول و یا خدمت شما: ۱۵۰ کلمه از توضیحات شما در مورد مشکلی که قصد حل کردن آن‌ها را داشته‌اید می‌بایست وجود داشته باشد و هم‌چنین سناریو‌هایی که برای حل این مشکل بر آن‌ها تمرکز خواهید کرد را شامل می‌شود.

 

صفحه دوم

چطور و در چه زمانی محصول و خدمت خود را در ازای دریافت پول ارائه خواهید داد: آیا در شروع خدمت خود را به صورت رایگان ارائه خواهید داد، و این امید را دارید که در ادامه با پیشنهاداتی که ارائه می‌دهید و تبلیغات‌هایی که انجام می‌دهید بتوانید پول کسب کنید؟ و یا سریعا آن را پولی می‌کنید و یا هرگز این کار را انجام نمی‌دهید؟ شما احتمالا نسبت به پاسخ این سوال‌ها مطمئن نیستید اما می توانید حدس بزنید.

 

مدل توزیع و پخش: مشتریان و کاربران بالقوه چطور شما را شناسایی خواهند کرد؟ چه بازار و یا کانال فروش را استفاده می‌کنید و یا برای آن برنامه‌ریزی کرده‌اید؟

 

وابستگی‌های خارجی: چه دسته از فعالیت‌های مهم و حیاتی را به دیگران می‌سپارید تا آن را برای شما اجرایی کنند، آیا مجموعه داده‌ای از این نوع فعالیت‌ها مانند مدل‌ها، وسایل ایجاد شده و بسته‌های انتخابی از سال ۱۹۷۰ را در اختیار دارید، بهتر است که چنین ریسکی را در قدم‌های ابتدایی فراهم کرده باشید و در مورد فعالیت‌هایی که به صورت گروهی انجام شده نگران نباشید.

 

هزینه‌ی دستیابی به محصول خود را تخمین بزنید. دلیل اصلی کسب اطلاعات درباره‌ی هزینه‌های احتمالی در آینده در طول مرحله‌ی ایده‌پردازی این است که داشتن این نوع از اطلاعات می‌تواند به نحوه‌ی شروع یک کسب‌وکار تاثیر بگذارد که می‌تواند سازگار با هدف شما باشد و یا این که این‌گونه نباشد. اگر برنامه‌ریزی کرده‌اید تا یک محفظه ی پشتی برای کامیون‌ها بسازید و برای انجام آن به ۲ میلیون دلار بودجه نیاز دارید، در نتیجه نمی‌توانید به این کسب‌وکار همانند یک ایده‌ی کسب‌وکار پشت میزی نگاه کنید که با صرف کم‌ترین انرژی بتوان آن را اجرایی کرد.

 

وابستگی‌های خارجی اصلی شما چه نوع فعالیت‌هایی هستند و برون‌سپاری آن تا چه میزان هزینه‌بر خواهد بود (برای مثال صرف ۲۰ هزار دلار برای داده‌های موتوری).

 

به چه میزان به تجهیزات توسعه و طراحی نیاز دارید تا این پروژه را اجرایی کنید، آیا به سرمایه‌ی اولیه بالایی نیاز دارید؟

در ادامه لینکی از چند سایت قرار داده‌ شده است که به کمک آن‌ها می‌توانید نحوه‌ی تخمین این‌گونه هزینه‌ها را یاد بگیرید:

http://www.startupnation.com/business-articles/1248/startup-costs-new-business.asp/

How to estimate the cost of starting a business from scratch

Estimate startup costs

 

  • خلاصه‌ای از نقاط قوت و ضعف ایده‌ها

تحقیقات: در جهت حمایت و یا به چالش کشیدن ایده‌ی خود از بررسی‌ها، تماس‌ها، ایمیل‌ها و تحقیقات آنلاین چه اطلاعاتی کسب کردید؟ اگر ۶۷ درصد افرادی که با آن‌ها صحبت کردید گفتند که برای چنین ایده‌ای ۱۰ دلار پرداخت خواهند کرد شرایط مثبت و اگر ۴ از ۵ شرکتی که با آن‌ها صحبت کردید نسبت به ایده‌ای که ارائه دادید هیچ علاقه‌ای نداشتند احتمال موفقیت کمتر است.

 

افق آینده‌ی صنعت: آیا در راستای باد موافق در حال حرکت هستید؟ مواردی که بر روی شما تاثیر گذار خواهند بود را لیست کنید (برای مثال اگر مشتریان اصلی تخمین زده‌اند که در طی ۲۰ سال آینده هر سال  ۱۰درصد رشد خواهید داشت.)

 

دانش و ارتباطات: شما حس خوبی نسبت به چنین مواردی دارید ولی در هر حال آن‌ها را یادداشت کنید. برای مثال من ۴ سال گذشته خود را صرف کار کردن بر روی نرم‌افزار در این صنعت کرده‌ام. و اشخاص x، y و z خریداران بالقوه آن هستند.

 

ریسک‌ها: آیا مجموعه‌ای از فعالیت‌ها را برون‌سپاری می‌کنید، درحالی که هنوز راه حل شفافی برای آن پیدا نشده‌است؟ بازار تا چه میزان رقابتی می‌باشد، و مزیت‌های رقابتی آن‌ها چه مواردی می‌باشد. و یا رقیبان به دلایلی موانعی را بر سر راه شما ایجاد خواهند کرد؟

 

شما به راحتی می‌توانید محدوده طرح کسب‌وکار خود را گسترش دهید، و برای این کهر چندین قالب وجود دارد، جهت دستیابی به این می‌توانید به http://www.sequoiacap.com/ideas مراجعه کنید و جهت ارزیابی ایده‌های خود می‌توانید به http://en.wikipedia.org/wiki/SWOT_analysis مراجعه کنید. مسئله‌ی مهم این است که می‌بایست در طی انجام این پروسه صادقانه عمل کنید و از خودتان انتقاد کنید. چرا که در نهایت شما کسی هستید که ریسک‌ها را متحمل خواهید شد.

 

قدم ۶ – بهترین ایده را انتخاب کرده و شروع به کار کنید.

اگر بعد از تمامی این تحقیقات هنوز هم احساس خوبی نسبت به یکی از این ایده‌ها دارید، پس در جهت اجرایی کردن آن حرکت کنید… اینجا نقطه‌ای است که کار واقعی شروع می‌شود. شما در مورد مسائل مالی، استخدام، شبکه‌سازی و اجرای کسب‌وکار باید فکر کنید. به علاوه قسمت جالب آن ایجاد محصول و خدمات مورد نظر است.

 

متشکریم که این مقاله را خواندید. اگر پیشنهاد یا انتقادی راجع به مقاله های آینده دارید، خوشحال می شویم آن را در بخش “دیدگاه” با ما درمیان بگذارید.

 

برای دیدن منبع، اینجا را کلیک کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *