چگونه مدیری باشیم که افراد را ترغیب به تغییر می کند؟

۴ تکنیک برای تبدیل شدن به یک کارآفرین نخبه
۳۰ بهمن ۱۳۹۷
چرا بازاریابی از طریق ایمیل هنوز هم از دیگر رسانه های اجتماعی بهتر عمل می کند؟
۱۵ اسفند ۱۳۹۷

مدت خواندن: ۳ دقیقه

 

صرف نظر از اینکه چند سالتان باشد و چه نقشی در زندگی داشته باشید، گاهی پیرو و گاهی در نقش رهبر ظاهر می شوید. چه دانش آموز باشید و چه صاحب یک کسب و کار بزرگ، شرایطی پیش خواهد آمد که نیازمند مدیریت شما است.

  • وقتی در گروه یا جمع دوستان مشکلی پیش می آید، یک نفر باید داوطلب شده و عذرخواهی کند.
  • در وضعیتی که کسب و کار شما به حالت رکود رسیده، افرادی باید باشند تا مسیر رشد و پیشرفت را مدیریت کنند.
  • وقتی رابطه تان با دوست خود در خطر است، یکی از شما باید اقدام به بهبود آن کند.

همانطور که می دانید وقتی سخن از مدیریت به میان می آید، اغلب این تصور غلط وجود دارد که برای مدیر بودن باید عناوینی چون مدیر عامل یا رئیس جمهور داشته باشید. توجه کنید که مدیر بودن ارتباطی با شغل شما ندارد. مدیریت یک ویژگی شخصیتی است که همه ی ما می توانیم در خود ایجاد کنیم. در حقیقت من معتقدم که مدیریت یکی از مهارت های ضروری برای هر شخص است. بر خلاف باور عموم، من فکر نمی کنم که برخی افراد مدیر به دنیا می آیند.

 

 

بله، برخی افراد به طور طبیعی محکم تر و مسلط تر از دیگران هستند. اما مدیریت چیزی فراتر از این خصوصیات است. من مدیرانی را می شناسم که درون گرا و ساکت هستند. پس باید ببینیم چه ویژگی خاصی وجود دارد که مدیریت و اینکه افراد به شما و ایده هایتان گوش دهند را شکل می دهد.

 

من این فرصت را داشته ام که در کنار بسیاری از مدیران مطرح باشم. یکی از منتور های من از ثروتمندترین افراد در هلند به حساب می آید. او هرگز به من نگفت که چه کاری باید انجام دهم، با این حال درس های بسیار بزرگی از او آموختم.

 

تنها یک استراتژی مدیریت وجود دارد

همه می دانند که هیچ راهی مؤثرتر از اینکه سرمشق دیگران باشید برای مدیریت وجود ندارد. اگر می خواهید تیم مثبت و با انگیزه ای داشته باشید، باید خودتان مثبت و با انگیزه باشید. این اصل به طور مشابه در مورد خانواده و دوستان نیز صدق می کند. اساسی ترین و مهم ترین حقیقت در هر جامعه ای این است که تیم بد وجود ندارد و این مدیران هستند که بد هستند.

 

اگر تیم شما ضعیف است، شما ضعیف هستید. احتمالاً در پاسخ، خود را پشت این سخن پنهان می کنید که من مدیر نیستم. اگر چنین است به خاطر آورید که در ابتدای تعریف مدیریت، این موضوع را بیان کردم که مدیریت ربطی به منصب  و عنوان شما ندارد. فکر می کنم اکنون دیگر متوجه منظورم شده باشید. حتی اگر مدیریت کار یا زندگی بر عهده ی شما نباشد، باز هم می توانید سرمشق درستی برای دیگر اعضاء واقع شوید.

 

چگونه سرمشق خوبی باشید؟

در ادامه کارهایی که خودم انجام می دهم را آورده ام.

  • از دیگران تنها آنچه را توقع دارم که از خودم توقع دارم. هرگز از دیگران نمی خواهم کاری را انجام دهند که خودم انجام نمی دهم.
  • وقتی اوضاع بد پیش می رود، سعی میکنم آرام باشم. موقعیت های سخت، مشکلات و چالش ها همواره در زندگی وجود دارد. مهم این است که آرام باشید و شتاب زده تصمیم گیری نکنید.
  • من آخرین فردی هستم که فکر می کند عالی است. هرچند سعی می کنم آرامشم را حفظ کنم اما گاهی کنترل خودم را از دست می دهم. در این موقع به اشتباه خود اقرار کرده و از آن درس می گیرم. باید بدانید که جایی برای غرور و تکبر وجود ندارد.
  • من درباره ی ارزش ها و مقررات قاطع هستم. موارد مشخصی وجود دارد که با آن کنار نمی آیم. برای مثال افراد تنبل، تحسین و احترام من را بر نمی انگیزند و بابت این مسأله متأسف هم نیستم.
  • به دیگران احترام می گذارم و سعی نمی کنم آنها را تغییر دهم یا به آنها بگویم چه کاری انجام دهند. ایجاد تغییر در هر شخصی به جز خودتان غیر ممکن است. اینکه دیگران چه کاری انجام می دهند به شما ربطی ندارد. من می توانم الگوی خوبی باشم، اما گاهی فایده ای ندارد و یا زمان می برد تا رفتارم بر دیگران اثر بگذارد.

 

نکته ی اصلی این است که ما خودمان را تغییر می دهیم. وقتی تغییری در ما ایجاد شود، دیگران نیز ترغیب به تغییر داد خودشان می شوند و به این ترتیب تغییرات بزرگی در زندگی رخ خواهد داد.

 

 

اما اگر برخی افراد تغییر نکردند چه؟ اصلاً نگران نباشید. چون نیازی نیست آن افراد را نزدیک خود نگه دارید. بنابراین مدیریت شامل انتخاب نیز می شود.

 

 

متشکریم که این مقاله را خواندید. اگر پیشنهاد یا انتقادی راجع به مقاله های آینده دارید، خوشحال می شویم آن را در بخش “دیدگاه” با ما درمیان بگذارید.

 

برای دیدن منبع، اینجا را کلیک کنید.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *