چگونه از برنامه یک شتابدهنده حداکثر استفاده را ببریم؟

کارآفرینی که توانست با یادگیری یک درس ساده کسب و کار نوپای خود را تبدیل به کسب و کار میلیارد دلاری کند!
۲۶ تیر ۱۳۹۸

مدت مطالعه : ۷ دقیقه

 

 

دابگرس (Henrique Dubugras) و پدرو فرانچسکی (Pedro Franceschi) دارای دانش فناوری مالی می‌باشند، اما شما قادر به حدس زدن نخواهید بود که اگر به ایدۀ نوین این دو کارآفرین که  برای برنامۀ شتابدهندۀ Y Combinator 2017 طراحی شده بود، نیم نگاهی داشته باشید، درست خواهد بود یا خیر.

ایدۀ آنها؟ یک هنریک استارتاپ واقعیت مجازی. به نظر میرسد، هیچ کدام از این دو مرد آنقدرها در مورد واقعیت مجازی نمی‌دانستند، و ساختن محصولاتی که آنها پیشبینی می‌کردند بسیار سخت­تر از انتظار پیش می‌رفت.

اما دابگرس و فرانچسکی به تلاششان ادامه دادند: آنها متوجه شده بودند که بسیاری از معاصرانشان در تلاش برای دسترسی به اعتبار بودند. این علتی برای تولد محصول آنها شد، محصولی به نام Brex، یک کارت اعتباری شرکتی برای استارتاپ­ها. از آن زمان به بعد، Brex به سرمایه جاری ۲۱۵ میلیون دلار و ارزش برند ۱.۱ میلیارد دلار رسید، و همچنین ۱۰۰ میلیون دلار در تامین مالی بخش بدهی بانک سرمایه گذاری Braclays را به عهده گرفتند.

Brex ایده خوبی بود، شاید، اما متناسب سازی بازار و محصول هنوز یک کار مشکل در ابتدای راه یک استارتاپ می‌باشد. حتی اگر ایده شما نیرومند و قابل اطمینان نیز باشد، ممکن است احساس کنید که شما در تاریکی و در حال تلاش برای صعود از ژرفا به سمت بلندی هستید.

اینجا جایی است که شتابدهنده وارد عمل می‌شود: زمانیکه شما بخشی از یکی از آنها هستید، شما توسط شرکت های دیگری که با چالش های مشابه رو به رو هستند، احاطه شده­‌اید، و این شباهت­ها می‌تواند به شما کمک کند تا وضعیت را روشن کنید. در حقیقت، این که یک استارتاپ درون یک شتابدهنده به استارتاپی دیگر کمک کند اصلا امری غیرطبیعی نیست. و برای دابگرس و فرانچسکی، استارتاپ هایی آماده و منتظر برای اینکه محصول آنها را تست کرده و در نهایت مشتری آنها شوند، وجود داشت.

 

 

 

توقع و چشم داشت: ریشۀ تمامی مشکلات

 

این درست نیست که شتابدهنده ها تضمین موفقیت هستند. دانشکدۀ بازرگانی هاروارد متوجه شد که ۷۰ تا ۸۰ درصد استارتاپ های مبتنی بر سرمایه گذاری ریسک پذیر شکست خورده اند. و به علت این که مایل به نام بردن از هیچ کدام نیستم، تصور من این است که تلاش بعضی از شتابدهنده های مالی تکنولوژی محور، به منظور بررسی  (( اقدامات نوآورانه )) یک موسسه مالی بیشتر شده است.

به طور قطع، برنامه های شتاب­دهی همچنان منابع و بصیرت­هایی را فراهم می‌کنند، اما سرمایه­گذاران نوپای تکنولوژی محور با امید دست یافتن به یک همکاری یا توسعه فرصت اثبات عقیده، وارد عمل خواهند شد. متاسفانه، نتیجه نهایی اغلب به صورت یک مکالمه می‌باشد نه یک مشارکت عملی.

این دلیل اهمیت این موضوع برای یک شتاب­دهنده است که یک هدف و یا برنامه شفاف داشته باشد. به همین اندازه برای بنیانگذاران مهم است که در مورد انتظارات خود در این تجربه شفافیت داشته باشند. اگر این یک مشارکت باشد، همۀ طرف ها باید درک کنند که آیا هدف پیش رو حتی ممکن است دست یافتنی باشد یا خیر؟

برای مثال، یکی از اولین همکاران شرکت من، بانک NBKC، با مشارکت شتاب­دهندۀ Fountain City Fintech، به کسانی که برای اولین بار خانه خریداری می‌کنند، برای پرداخت هزینۀ پایینتر کمک می‌کند. این ساز و کار همچنین آموزش و امور پرکاربرد کاربر را تسهیل می‌کند. مانند تمام استارتاپ های جزئی، این برنامه در ابتدا انجام یک حجم باورنکردنی از امور یا منابع محدود بود. بنیان­گذاران دارای دو نظریه بودند که میخواستند از طریق کانال های اجتماعی آزمایش کنند اما نیاز به یک بالشتک نقدی (سرمایه مناسب) داشتند تا این نظریه ها راستی آزمایی شوند.

سپس نیروهای دیگری به ما در بانک NBKC ملحق شدند و در ایجاد یک بازاریابی مشترک به واسطۀ بودجه هایی که از هر دو طرف به دستمان می‌رسید، کمک کردند. با راستی آزمایی نظریه­ها و افزایش تعداد کاربران، ایده به سودرسانی رسید. شرکت ما از طریق یادگیری نحوۀ پرکردن قیف های موجود برای آینده (جمع آوری سرمایه مناسب) و همچنین تقویت انگیزه های هماهنک سازی و مشارکت موجود توانسته است به سودرسانی خوبی دست یابد.

هرکس انتظارات طرف دیگر را در برنامه می‌دانست، و این کار باعث تسهیل در فراهم سازی منابع مناسب و بالا بردن شانس موفقیت برای تمام طرف­های مشمول برنامه می‌شد.

 

 

حداکثر استفاده را از برنامه یک شتاب­دهنده ببریم

 

در به اشتراک گذاشتن انتظارات خود متوقف نشوید. تعدادی از مواردی که کارآفرینان باید هنگام ورود به یک برنامه شتاب­دهنده انجام دهند وجود دارد و موارد زیر اغلب بهترین­ها برای شروع می‌باشند:

 

  1. تعیین اهداف و نتایج کلیدی: بعضی ها ممکن است به این مورد شاخص­های عملکرد کلیدی نیز بگویند، اما تعیین اهداف و نتایج کلیدی اساسا به یک شرکت کمک می‌کنند تا اهداف خود را در یک روش قابل سنجش و مورد قبول، تعریف و اولویت بندی کند. این عملیات را به عنوان یک نقشۀ راه که برای کارکنان جهت معینی را مشخص می‌کند، تنظیم کنید.

گوگل به اهداف و نتایج کلیدی (OKRs) خود متکی بوده است تا بتواند هدف گذاری و ادامه دادن مسیر تا امروز را محقق سازد. برای یک شرکت فناوری، این فرآیند به این شکل به نظر می‌رسد: برگزیدن یک هدف کلی با سه الی پنج معیار اصلی و قابل دستیابی همراه با زمان سنجی. برای مثال، هدفی مثل بهبود نمره معیوب خالص یا افزایش ترافیک ارگانیک (اولویت با ارزش هدف) تعیین کنید.

درحالی که گوگل اهداف سالانه، سه ماهه و کوتاه مدت را برای همۀ کارکنان ایجاد می‌کند، برنامۀ شتاب­دهنده این امکان را ندارد. در عوض، اهداف و نتایج کلیدی استارتاپ خود را در ابتدای برنامه تعریف کنید و سپس برنامه­های ورودی هفتگی برای نشان دادن میزان پیشرفت مشخص کنید.

 

  1. ایجاد ارتباط با مدیرعامل خود: مدیرعاملان یک شتاب­دهنده در طول یک برنامه تمایلات گوناگونی پیدا خواهند کرد. این واقعه می‌تواند به راحتی یک سکانس از فیلم Cheaper ساختۀ Dozen را مجسم کند. مدیرعامل باید اولویت بین کمک به نیروهایی که در کار گره خورده اند و یا پرورش رهبران جدید را مشخص کند. داشتن رابطۀ شخصی با مدیرعامل، راه موثری برای افزایش توجه و کمک به شرکت شماست.

به شکل روبه­رو قضیه را بررسی کنید: طبق یک نظرسنجی توسط Kabbage، تنها ۲۲ درصد از کسب­وکارهای کوچک در آغاز کار دارای نظارت می‌باشند. مدیرعاملان می‌توانند نقش نظارت را در برنامه شتاب­دهنده ایفا کنند. برقرار کردن این رابطه کمک می‌کند که استارتاپ شما یک هدایت حرفه ای را دریافت کند، بنابراین بسیاری از صاحبان کسب­وکار زمانی که بیشترین نیاز را به این هدایت دارند، آن را دریافت نمی‌کنند و شانس موفقیت خود را بهبود نمی‌بخشند.

 

  1. یک هدف بلندپروازانه ایجاد کنید: هدف ((بلندپروازانه)) همانطور که به نظر می‌رسد: یک هدف به ظاهر دست نیافتنی می‌باشد. اما زیبایی یک هدف دور از دسترس با زمان محدود برنامۀ شتاب­دهنده تکمیل می‌شود، که موجب فشرده­سازی بهره­وری می‌شود (در نتیجه ادراک ما نسبت به هدف ممکن تغییر می‌کند). شما در طول کار با اهداف و نتایج کلیدی (OKRs) عملی بیشتر سر و کار خواهید داشت، اما مشخص کردن یک هدف چالشی می‌تواند در محدود کردن تیم مؤسسین موثر باشد.

از این گذشته، ایجاد یک هدف چالشی می‌تواند سبب الهام بخشیدن و تحرک بخشی به کارکنان شود. این هدف به ظاهر دست نیافتنی راهی برای جذب استعدادهای عالی نیز باز می‌کند. ممکن است هنوز به صورت مستقل از شتاب­دهنده به منظور استخدام کردن وارد بازار نشده باشید، اما زمان آن هم خواهد رسید، و مردم نیز از مشارکت در یک چالش بزرگ لذت خواهند برد. پس از خود بپرسید: ((چه کارهایی باید انجام داد تا به هدف یکساله خود در شش ماه برسیم؟)) سپس هدف خود را بر این اساس مشخص کنید.

 

  1. انگیزۀ برنامه را درک کنید: برخی از شتابدهنده ها به دنبال ارزش سهام هستند، در حالی که دیگران امیدوارند از نوآوری ها درس بگیرند. همچنین کسانی هستند که توسط مشارکت یا محصولاتی که می‌توانند در ساختشان مشارکت کنند، تمایل پیدا می‌کنند. با هجوم پول از سمت شرکت هایی مثل دیزنی، براکلیز و مایکروسافت، استارتاپ ها ناگهان متوجه می‌شوند که باید انتظارات شرکت های بزرگ را برآورده کنند.

اگر این مشارکت تجربه شخصی شماست، انگیزه شتاب­دهنده خود را درک کرده تا برای رسیدن به ارزش، اعتبار و زمان مناسب به آنها اطمینان دهید. طبق آمار جهانی شتاب­دهنده ها در سال ۲۰۱۶، ۵۷۹ شتاب­دهنده بیش از ۲۰۶ میلیون دلار در ۱۱۳۰۵ استارتاپ سرمایه گذاری کرده اند. این شتاب­دهنده ها در عوض چیزی خواهند خواست.

 

شتاب­دهنده ها یک منبع مجزا برای استارتاپ ها می­باشند تا بتوانند جای پای خود را محکم کنند. تنها به یاد داشته باشید که مانند هر چیز دیگری در کسب و کار، هیچ برنامه ای همه کاره نیست. شما باید آنها را امتحان کرده و نتیجه را مشاهده کنید.

Zach Anderson Pettet (زک اندرسون پیتت) معاون بانک NBKC

 

 

 

برای مطالعه‌ی منبع اینجا کلیک کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *