محافظت از داده های حوزۀ سلامت با استفاده از بلاکچین
۱۲ شهریور ۱۳۹۸
۵ ابزار شبکه‌های اجتماعی که استارتاپ فناوری شما در سال ۲۰۱۹ به آن نیاز‌ دارد.
۱۲ مهر ۱۳۹۸

مدت زمان مطالعه: ۷ دقیقه

 

 

 

صاحب یک کسب­‌وکار بودن لزوما به معنی یک کارآفرین بودن نیست. اگر هر دو به یک معنی بودند دیگر نیازی به ساختن کلمۀ پیچیده ((کارآفرین)) نبود. اگر شما در گوگل کلمۀ ((کارآفرین)) و یا معادل انگلیسی آن یعنی ((entrepreneur)) را سرچ کنید به شما خواهد گفت که یک کارآفرین کسی است که یک یا چند کسب­‌وکار را راه می‌اندازد، و ریسک و خطرهای مالی را به امید رسیدن به سود قبول می‌کند.

با این حال، اقتصاددان­‌ها و برخی از کارآفرینان موفق مخالف این تعریف هستند. طبق نظر یک اقتصاددان به نام جوزف آلویس شامپیتر(Joseph Alois Schumpeter) که در سال­های ۱۸۸۳-۱۹۵۰ حیات داشته است، کارآفرینان الزاما انگیزۀ رسیدن به سود ندارند بلکه آن را معیار استانداردی برای رسیدن به هدف و یا موفقیت می‌دانند.

پیتر دراکر(Peter Drucker)، کسی که به عنوان پدر مدیریت مدرن شناخته می‌شود با تاکید بر کلمات ((تغییر)) و ((فرصت)) این تعریف را تکمیل می‌کند. او کارآفرین را به عنوان (( کسی که همواره به دنبال تغییر بوده، به تغییرات پاسخ می‌دهد و از آن به عنوان یک فرصت سوءاستفاده می‌کند.)) معرفی می‌کند.

معادل انگلیسی کارآفرین، یعنی entrepreneur خود از کلمۀ فرانسوی ((entreprendre)) ریشه گرفته است که به معنی (( به عهده گرفتن )) است.

به واسطه ملاقات با هزاران کارآفرین از کشورها و فرهنگ‌­های مختلف و خودم که یکی از آن‌ها بودم، به هشت ترکیب کارآفرینی با وجه اشتراک حرف P رسیدم. اگر این کلمات کمی پیچیده به نظر می‌رسد باید بگویم که به یاد دوران تحصیل و درس (( مبانی کارآفرینی )) و مطالعۀ آن برای امتحان افتادم و امروز باید بگویم که کارآفرین بودن به مراتب از خواندن این کلمات پیچیده‌­تر است.

پس در اینجا به هشت صفت با حرف P که به نظر من کارآفرینان موفق را شکل داده است نگاه خواهیم کرد. پیشرفت جادویی با تقاطع بیشتر و بهتر تمامی این صفات شکل می‌گیرد بنابراین ترتیب بیان آنها مهم نیست.

 

 

۱- اشتیاق(Passion)

داشتن اشتیاق منبع کلیدی انرژی، انگیزه و سخت­‌کوشی است. این عامل نیروی محرک تمام کارآفرینان است. این همان چیزی است که حتی کوه را تکان خواهد داد و باور به امکان­‌پذیر بودن هر عملی را زنده خواهد کرد. چیزی که وجود ((WHY)) معروف در حلقۀ طلایی سایمون ساینک (Simon Sinek) را تعریف می‌کند.

اگر به کاری اشتیاق دارید شما الزاما در آن کار موفق خواهید شد، شما به کاری که انجام می‌دهید عشق می‌ورزید و همواره خواستار رسیدن به نقاط بهتری از آن هستید. و در نقاط بهتر شما شانس بالاتری برای موفقیت خواهید داشت، بنابرین از رقبای منطقه بهتر خواهید بود. کارماین گالو (Carmine Gallo) در کتاب خود به نام Talk Like Ted، اظهار داشت که اشتیاق کلید تسلط بر مهارت است. او پس از تحلیل صدها سخنران و مجری بزرگ، ادعا می‌کند که عامل اشتیاق برای همه یک چیز مشترک است. عبارت معروف او، که بنده به شدت آن را دوست دارم و معتقدم کارآفرینان موفق نیز آن را می‌دانند این چنین است: ” چیزی که قلب آنها را به آواز وا می‌دارد.”

 

۲- دید (Perception)

داستان Bata نمونه‌ای ایده‌آل از این ویژگی اصلی است. مغازه‌های Bata را امروزه می‌توان در سراسر آفریقا و حتی دورافتاده­‌ترین نقاط آن یافت. داستان از این قرار است که تا پایان قرن نوزدهم، آفریقا بازار و کسب­‌وکار بومی خود را داشت. بسیاری از تولیدکنندگان کفش خود را به آفریقا رساندند تا ببینند آیا در این بازار نوظهور فرصت تجارت وجود دارد یا خیر. اکثر آنها به خانه بازگشتند و گفتند: ” هیچ‌کس در آفریقا کفش ندارد، بنابراین هیچ بازاری برای کفش­‌های ما وجود ندارد.” همه به جز تیم فروش Bata که با اشتیاق گزارش دادند: “هیچ­‌کس در آفریقا کفش نمی‌پوشد! بنابراین، بازار گسترده‌ای برای کفش­های ما در آفریقا وجود دارد!” شرایط بازار برای همه یکسان بود و با این حال تنها تفاوت در نحوۀ درک فرصت پیش‌رو بود.

این مورد مشابه زمانی بود که من اولین معاملۀ پلتفرم خود را در مقدونیه انجام می­دادم و تنها کمتر از ۱ درصد جمعیت به صورت آنلاین خرید و فروش انجام می‌دادند، تجارت الکترونیک به ندرت وجود داشت ( به دلیل عدم وجود چارچوب قانونی، کمبود اعتماد مردم، مشارکت کم در استفاده از کارت­های اعتباری و …) اکثر دوستان من زمان اشتراک این ایده، بازار و زمانبندی را درست نمی‌دانستند اما شرکت من (Grouper.mk) در مدت کوتاهی به موفقیت رسید و امروزه به عنوان یک مهرۀ اصلی در تجارت الکترونیک مقدونیه شناخته می‌شود.

کارآفرینان حقیقی فرصت­‌هایی که بقیه به آنها توجه نکرده‌­اند را دنبال خواهند کرد.

 

۳- پتانسیل(Potential)

تحقیقات نشان می‌دهد که ظرفیت مغز انسان بسیار بیشتر از میزان استفادۀ او است. اکثر کارآفرینان موفق فعالیت­های اجتماعی و ساعت­‌ها خواب خود را به منظور سرمایه­‌گذاری روی پتانسیل خود فدا می‌کنند. آنها ساعت­های بیشماری را برای رسیدن به شبکه­‌های اجتماعی و یا شایعات تلف نمی‌کنند، بلکه مغز خود را با محتوای با کیفیت تغذیه خواهند کرد و خود را با افراد موفق احاطه می‌کنند.

آنها همواره در مورد چیزهای جدید کنجکاو هستند. و با این که تفاوت­‌هایی در پتانسیل افراد وجود دارد اما خبر خوب این است که مغز ما می‌تواند تمرین داده شود. ذهن چیزی است که به مغز خورانده می‌شود و کارآفرینان خوب مغزهای خود را به خوبی تغذیه می‌کنند.

اما قبل از این که تمرین ((هدفمند)) اتفاق بیافتد، گفتنی است که همه اینها از والدین ما آغاز می‌شود. اول با DNA آنها (که در کنترلشان نیست) و دوم با پرورش و آموزش خانه (که در آن کاملا مسئول هستند). طبق مطالعه‌ای که توسط بنیاد راوچ (Rauch) انجام شده است، ۸۵ درصد مغز تا ۵ سالگی رشد می‌کند، بنابراین محیط اولین سال­‌های کودک می‌تواند دارای تأثیراتی بر کل عمر آنان باشد. بنابراین دولت­‌ها و برنامه‌­های توسعۀ کارآفرینی که به دنبال ایجاد هرچه بیشتر کارآفرینان در این جهان است، باید با آموزش والدین شروع کنند که چگونه می‌توانند کارآفرینان و یا افرادی با ذهنیت کارآفرین را پرورش دهند که به جای تحت فشار بودن توسط شتاب­‌دهنده‌­ها و اصطلاحا دستگاه­‌های جوجه‌کشی! زمانی که بزرگتر شده و کشش مغزی پایین­‌تری دارند، از پتانسیل و پیشرفت خود استفاده کنند.

 

۴- مردم(People)

زمانی که از مردم در شرکت­‌ها سخن می‌گوییم، همواره نقل‌قولی از زیگ زیگلر (Zig Ziglar) را دوست دارم: “شما کسب‌وکار را نمی‌سازید، شما مردم را می‌سازید و آن­ها کسب­‌وکار را شکل می‌دهند.” مردم تصمیمات خوب یا بدی می‌گیرند. هر کسب­وکاری به مردم بستگی دارد (صرف نظر از صنعت). آن مدیر بازاریابی که تصمیم مضحکی برای تصویب آن طرح­های زشت بیلبورد گرفته است، آن فروشنده که با معامله­‌های که سوابق فروش را خراب کرده مذاکره کرده است، آن شخص قسمت مشتریان که روی برداشت شما از یک برند تأثیر خاصی گذاشته است. تک تک چیزهای زندگی به مردم بستگی دارد.

حتی وقتی که در شهرهای جدید سفر و اکتشاف می‌کنیم، نظر ما درباره آن شهر فقط حاصل از معماری و طبیعت زیبای شهر نیست، ممکن است افرادی که در آن جا زندگی می‌کنند مهمترین نقش را داشته باشند. انرژی، فرهنگ، نگرش و میهمان­‌نوازی بر ما تأثیر خواهند گذاشت. هر کارآفرین، رهبر و یا مدیر با هر نگرشی، به تیمی برای تبدیل کردن این نگرش به واقعیت نیاز دارد. این بستگی به مهارت کارآفرین در پیدا کردن مردم مناسب دارد، تا آن دید و نگرش را منتقل کنند، استعدادها را جذب کنند، روی مکان­ها سرمایه­‌گذاری کنند و مهارت­ها، انرژی‌­ها و نگرش­‌ها را برای او حفظ کنند.

 

۵- یادگیری مداوم(Persistent Learning)
از زمانی که من یک دختر‌بچه‌ی کوچک بودم، مادرم به من یاد داد که برای آگاهی و دانش تلاش ‌کنم و در هر کاری که می‌کنم بهترین باشم. او می‌گفت: “تو می‌توانی خانه، ماشین و ثروت داشته ‌باشی اما همه‌ی اینها یک روز می‌تواند از بین برود. جهان همواره دل‌رحم و پرهیزگار نیست. تنها چیزی که هیچ‌کسی نمی‌تواند آن را از تو جدا کند و ببرد آگاهی و دانش توست. اگر توانایی کسب دانش را داری، برای یادگیری سریع، باید همیشه قادرباشی که درآمد جدید ایجادکرده و چیزهای جدید بسازی.”
و امروز برای اضافه‌کردن به درس‌های مادرم، چیز دیگری می‌خواهم‌بگویم که هیچ‌کسی نمی‌تواند آن را از ما بگیرد، و آن، شور و اشتیاق ماست. چیزی که ما در ذهن خود داریم(آگاهی) و چیزی که در قلبمان داریم(اشتیاق) ما را به اندازه‌‌‌ی مولکول‌های “DNA”مان منحصربه‌فرد خواهد‌ کرد.
یادگیری مداوم به معنی یادگیری در هر زمان و مکان و از هرکسی است. کارآفرینان برجسته مثل اسفنج قادر به جذب اطلاعات ارزشمند و دانش از هر کسی هستند. یادگیری سریع برای کارآفرینان در جهانی که سریع‌تر از هر موقع دیگر در‌ حال‌ تغییر است امری ضروری است.

 

۶- تغییر دائمی(Permanent Change)
هرکسی تغییر را می‌خواهد اما هیچ‌کسی نمی‌خواهد که تغییرکند. مقاومت در مقابل تغییر در طبیعت انسانی ما وجود دارد اما هر چه سریع‌تر به خودمان آموزش ‌دهیم که تغییر را قبول‌ کنیم و با آن سازگار شویم، بهتر خواهیم شد. کارآفرینان موفق انعطاف‌پذیر هستند. آن‌ها می‌توانند به سرعت تطبیق و تغییر پیدا کنند. توانایی این که تغییر را به عنوان یک چیز مثبت درک ‌کرد و واکنش و تطبیق با آن یکی از قدرتمندترین توانایی‌ها است. همان‌طور که چارلز داروین(Charles Darwin) گفت :”نه قوی‌ترینِ گونه‌ها زنده می‌ماند و نه باهوش‌ترین آنها، تنها کسی زنده می‌ماند که در مقابل تغییرات تطبیق‌پذیرترین است.” یا همانطور که مایکل جکسون(Michael Jackson) می­گوید: “من با ((مرد در آینه)) شروع می­‌کنم و از او می­خواهم که راهش را تغییر دهد… اگر تو می‌خواهی که دنیا را جای بهتری کنی نگاهی به خودت بینداز و تغییر را ایجاد‌ کن.”

 

۷- استقامت(Perseverance)
تصور کنید که به سمت مقصد سفری که بسیار دلخواه شما است در عزیمت هستید. شما برای مدت طولانی درباره‌ی آن مکان باشکوه برنامه‌ریزی و خیال‌پردازی کرده‌اید. شما سفر خود را آغاز می‌کنید و ناگهان یک صخره بزرگ بر سر راه شما قرار می‌گیرد. خوب شما چه کار می‌کنید؟ اگر دوستان قدرتمندی دارید از آنها می‌خواهید که به شما در کنارزدن صخره کمک‌کنند. اگر هیچ دوست قوی‌ای ندارید، راه حل شما ممکن است این باشد که از آن بالا بروید. اما نمی‌دانید که چگونه بالا بروید؛ بنابراین شما آموزش‌های بالارفتن (از صخره) را فراگرفته و با مهارت جدید خود بازگشته، از صخره بالا رفته و به سفر خود ادامه ‌می‌دهید. در کسب‌و‌کار هم همین‌گونه است. ((صخره)) نماد هر مانعی(ممکن است یک معضل مالی باشد؛ می‌تواند یک مشکل در بازاریابی باشد؛ شما نام آن را مشخص می‌کنید) است که شما ممکن است با آن روبه‌رو باشید. ((دوستان قوی)) روابط، شبکه‌ها و افرادی هستند که در زندگی دارید که می‌توانند به شما کمک‌کنند. “آموزش‌های بالارفتن (از صخره)” هر مهارتی است که شما در آن زمان نمی‌دانستید یا علاقه‌ای به آن نداشتید اما شما رفتید و آن را یاد گرفتید به خاطر این که آن مهارت تنها راه شما برای ادامه مسیر به سمت هدفتان بود. در طول هشت سال سخت‌کوشی زیاد، غلبه بر موانع، از بین بردن صخره‌ها، برخورد با انواع شرایط، گرفتن تصمیم‌ها، کار با شخصیت‌های متفاوت و ملاقات با افراد مختلف در سراسر جهان چیزهای زیادی یاد‌ گرفتم. در حقیقت، من امروز بابت تمام آن درگیری‌ها و مبارزات ممنونم، برای همه‌ی آن ((صخره‌های)) سر راهم، برای هر مشکلی که حل شد(که در آن لحظه حل‌نشدنی به نظر می‌رسید) چون که من را انعطاف‌پذیرتر و تطبیق‌پذیرتر و آگاه‌تر ساخت؛ به من کمک ‌کرد که یک مزیت رقابتی کسب کنم و فردی بهتر و قوی‌تر بشوم.
هیچ‌چیزی در زندگی راحت نیست(حداقل موفقیت و چیزهای خوب). اگر مأموریتی داری، اگر علاقه و اشتیاقی داری ساده نخواهد بود. جاده پر از دست­انداز و صخره‌های زیادی سر راه خواهد بود؛ بعضی از آن­ها سبک خواهند ‌بود و بعضی بسیار بسیار سنگین اما اگر هیچ سنگی ‌نبود، یک چیز حتمی است شما در راه درست نیستید. ساده نخواهد ‌بود و ما باید آسان بخواهیم زیرا آن راهی است که هیچ­کس قادر به چیزی که ما خلق می­‌کنیم نخواهد بود.

 

۸- فعال بودن(Proactiveness)
اکثر مردم فقط آنچه را که خواسته‌شده با حداقل خواسته ها و انتظارات(یا حتی بدتر از آن) انجام می‌دهند. آنها نیاز به تفویض وظایف و حتی مدیریت خُرد دارند.کارآفرینان موفق آغاز می‌کنند؛ آنها دوردست ها را میبینند و شرایط را پیش‌بینی می‌کنند. آنها به جای واکنشی‌بودن فعال هستند (منظور این است که به استقبال سختی‌ها می‌روند به جای این که بایستند تا سختی‌ها به سراغ آنها بیاید)، آنها به جای دفاع حمله می‌کنند و این است که آنها را در در هر محیط و شرایط به وجود آمده‌ای، در مقابل تغییرات و جابجایی ها قوی و سخت می‌کند.

 

نویسنده: نینا انجلوسکا (Nina Angelovska)، مدیر اجرایی و مؤسس اولین پلتفرم تجارت الکترونیک در مقدونیه

 

 

 

برای مطالعه منبع اینجا کلیک کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *